ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی
ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی

ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی

ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی موضوعی است که ما در این مطلب بررسی خواهیم کرد. از آنجایی که این روزها بسیار مشاهده می شود افراد روابط ناپایداری را تجربه می کنند و اغلب پس از آشنایی و حتی ازدواج، به راحتی از یکدگیر جدا می شوند و به زندگی خود خاتمه می دهند، ما این مطلب را برای بررسی انتخاب کرده ایم. در واقع با آگاهی از ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی می توانید به راحتی از این اتفاقات جلوگیری کنید. ما در ادامه قصد داریم ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی و همچنین نکات مهم مرتبط با رابطه عاطفی پایدار را بررسی نماییم. در صورتی که پس از مطالعه این مطلب، نیاز به اطلاعات بیشتری در خصوص، عوامل مثبت در روابط عاطفی و همچنین موانع پایدار بودن روابط عاطفی داشتید، می توانید با کارشناسان ما تماس بگیرید.

فهرست محتوا

بررسی ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی

چه چیزی عشق را می کشد؟ این سوال یک سوال مهم است. طبق آمارهای موجود از سازمان های رسمی هر ساله بین 30 تا 36 درصد از ازدواج ها مخصوصاً در سال های اولیه به جدایی منجر خواهد شد. اگرچه این آمارها هر ساله تغییراتی جزیی را در کاهش جدایی ها نشان می دهند، اما روابط عاشقانه همچنان با سرعت نگران کننده ای از بین می روند. پایان یک رابطه عاشقانه اغلب تأثیرات منفی جدی بر روی افراد دارد. این تأثیرات شامل مشکلات روانی یا عاطفی، مشکلات مالی، حقوقی و مشکلات با خانواده خواهد شد. به دلیل همین موارد است که ما در ادامه قصد داریم ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی را بررسی کنیم. در واقع با بررسی ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی و افزایش آگاهی افراد در این رابطه، می توان از بسیاری مشکلات جلوگیری کرد، به صورتی که جامعه ای شادتر و سالم تر ساخته شود.

سوال اصلی اینجاست که چه عواملی پایداری روابط عاطفی را بر هم می زنند؟

اینها شامل بررسی عواملی مانند “رفتارهای نگهدارنده” (به عنوان مثال، رفتارهایی که تمایل دارند رابطه را راضی پایدار نگه دارند). رفتارهای تعارض سازنده ویژگی های رابطه از نظر تجربی می شوند.

به عنوان مثال، استفاده از پورنوگرافی،عواملی که با نقض روابط عاشقانه ارتباط دارند (،خیانت جنسی و یا احساسی ؛ انواع مختلف سواستفاده) و غیره خواهد شد.

با این حال، اگرچه مقدار زیادی تحقیق روی آن انجام شده است، هنوز عوامل مرتبط با طول عمر روابط عاشقانه و عوامل مرتبط با آنها ، تحقیقات بسیار کمی انجام شده است که صریحاً با آنها مرتبط هستند.

پایداری روابط عاطفی و مفهوم عشق

قبل از بررسی ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، بهتر است ابتدا تعریف واضحی از عشق داشته باشیم و ببینیم که اصلاً عشق چیست.

بیش از یک قرن است که دانشمندان در رشته های مختلفی از جمله روانشناسان اجتماعی سعی در توضیح معنای عشق دارند اما ماهیت چند بعدی عشق، درک کامل آن را دشوار کرده است. در این مقاله، چهار چارچوب جذابیت، طنین انداز یا اتصال، اعتماد و احترام برای توضیح معنای عشق ارائه شده است. این چارچوب برای توضیح چگونگی رشد و نمو عشق و توصیف عشق به نام تجاری، عشق رمانتیک و عشق والدین استفاده می شود. رابطه هم افزایی بین عوامل و چگونگی تغییرات آنها در شدت یا سطح عشق محاسبه می شود.

دانشمندان در رشته های مختلفی سعی کرده اند معنا و ماهیت عشق را تعریف کنند؛ اما سوالات بسیاری همچنان باقی است. در واقع، این تمایل به تفکر، احساس و رفتار مثبت نسبت به دیگری توصیف شده است (هندریک و هندریک ، 1986). با این حال، استفاده از این روش در همه اشکال عشق ناموفق بوده است (Berscheid، 2010). برخی از روانشناسان اجتماعی سعی کرده اند عشق را با استفاده از تکنیک های روان سنجی تعریف کنند. رابرت استرنبرگ نظریه مثلث عشق و کلاید و مقیاس نگرشهای عشق کلاید و سوزان هندریک تلاش های قابل توجهی برای به کارگیری رویکرد روان سنجی ارائه داده اند (هندریک و هندریک ، 1986 ؛ استرنبرگ ، 1986). با این حال، تجزیه و تحلیل داده ها از مدیریت LAS، مقیاس استرنبرگ و مقیاس عشق پرشور توسط هتفیلد و اسپرچر (1986) ارتباط ضعیفی با انواع اشکال عشق پیدا کرد (هندریک و هندریک، 1989). مطالعات دیگر همبستگی ضعیفی بین این مقیاس و سایر مقیاس های عشق با انواع مختلف عشق پیدا کرده اند (ویتلی، 1993 ؛ استرنبرگ، 1997 ؛ ماسودا، 2003 ؛ گراهام و کریستینسن، 2009).

ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی

در سالهای اخیر، رویکرد عصب روانشناختی برای مطالعه ماهیت عشق برجسته شده است. تحقیقات فعالیت مغز افرادی را که عمیقاً عاشق یکدیگر بودند هنگام مشاهده تصویری از همسر و دوستان هم سن خود با استفاده از تصویربرداری مغناطیسی از نظر عملکردی مقایسه کرده و نتیجه گرفته است که یک شبکه تخصصی از مغز درگیر عشق می شود (بارتلز و زکی، 2000). در واقع، چندین خط تحقیق با استفاده از fMRI، منطقه ویژه ای از عشق مادرانه را در مغز توصیف کرده است (Noriuchi et al.، 2008؛ Noriuchi and Kikuchi، 2013) و مطالعات fMRI چندین سیستم مغزی را به ویژه سیستم پاداش در عشق رمانتیک دخیل می دانند.

همچنین، علاقه های فزاینده ای در زمینه عصب شناسی عشق وجود دارد. در حقیقت، شواهد نقش های احتمالی اکسی توسین، وازوپرسین، دوپامین، سروتونین، تستوسترون، کورتیزول، سیستم مورفینرژیک و فاکتور رشد عصب را در عشق و وابستگی نشان می دهد. با این حال، در بسیاری از موارد، هنوز اثبات قطعی وجود ندارد و تعداد کمی از مطالعات تصویربرداری در مورد عشق توسط تعصب در مورد انتخاب یک رابطه عاشقانه، اختلافات جنسیتی و فرهنگی محدود می شود.

بنابراین، در حالی که پیشرفت هایی در زمینه کشف معنای عشق حاصل شده است، سوالات همچنان باقی مانده و چارچوبی که می تواند برای درک عشق در همه اشکال آن به کار گرفته شود، باید توسعه یابد یا پیشنهاد شود.

ارتباط و عشق رمانتیک

ارتباط در عشق رمانتیک شامل صمیمیت، دوستی یا همراهی و مراقبت است و با تازگی، نزدیکی، ارتباطات، تجارب مثبت، آشنایی و شباهت تقویت می شود. این همان چیزی است که باعث ایجاد حس یکپارچگی بین شرکای عاشقانه می شود و در قالب جستجوی مجاورت و نگهداری، نگرانی و دلسوزی بیان خواهد شد. .

تحقیقات نشان می دهد که هم جذابیت جنسی و هم دوستی برای عشق رمانتیک ضروری است  و ارتباطی که برای همنشینی ضروری است در عشق رمانتیک نقش اساسی دارد. مطالعه ای بر روی دانشجویان توسط هندریک و هندریک (1993) نشان داد که تعداد قابل توجهی از دانشجویان، شریک زندگی عاشقانه خود را به عنوان نزدیکترین دوست خود توصیف کردند، این مسئله اهمیت دوستی یا همراهی در عشق رمانتیک را تقویت می کند.

برای آشنایی با نشانه های طلاق عاطفی کلیک کنید.

شباهت در امتداد ارزشها، اهداف، دین، ​​ملیت، شغل، فرهنگ، موقعیت اقتصادی، قومیت، زبان و غیره در دوست داشتن و دوستی در عشق عاشقانه ضروری است. تحقیقات نشان می دهد شرکایی که دارای ارزشها و علایق مشابهی هستند، به احتمال زیاد عشق محکم تری را تجربه می کند.در واقع، هرچه افراد از دوستی رضایت بیشتری داشته باشند، به همان نسبت دوستان خود را بیشتر شبیه خود می دانند.همچنین، تشابه بر درک آشنایی تأثیر می گذارد و آشنایی در شکل گیری دلبستگی و پیوند نقش دارد زیرا از ایمنی و امنیت خبر می دهد.

اعتماد و عشق رمانتیک

اعتماد این اعتقاد است که یک شریک قابل اعتماد است و قابل اعتماد خواهد ماند. اعتماد به عشق رمانتیک با صمیمیت و اجزای تعهد نظریه مثلث مثلثی اشترنبرگ در رابطه با عشق متناسب است که شامل توانایی حساب کردن بر روی عزیز در زمان نیاز، درک متقابل با عزیز، تقسیم خود و دارایی های شخص با عزیزان است.

عشق مناطق خاصی را در سیستم پاداش فعال می کند که منجر به کاهش قضاوت احساسی و ترس می شود (Seshadri، 2016). این کاهش ترس یا اعتماد به عنوان یکی از مهمترین ویژگیهای یک رابطه عاشقانه و اساسی برای وفاداری، تعهد، تک همسری، آسیب پذیری عاطفی و صمیمیت شناخته شده است. در واقع، اعتماد می تواند صمیمیت را عمیق تر کند، تعهد را افزایش دهد و تک همسری متقابل را افزایش دهد و شخص را وادار کند به این باور برسد که از آسیب در امان خواهد ماند. افرادی که اعتماد بالایی به روابط عاشقانه دارند تمایل دارند که شریک زندگی آنها به نفع آنها عمل کند و باعث شود آنها وابستگی رابطه را نسبت به آسیب ناپذیری از آسیب یا محافظت از خود در اولویت قرار دهند. در مقابل، افراد با اعتماد کم به شریک زندگی خود تمایل ندارند در مورد اینکه آیا شریک زندگی آنها به نفع آنها عمل خواهد کرد یا نه، شک خواهند داشت.

ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی

احترام و عشق رمانتیک

چندین شواهد نشان می دهد که احترام هم در روابط دوستی و هم در روابط عاشقانه مورد انتظار است.

گاتمن (1999)، دریافت كه اساس رابطه زناشویی پایدار و رضایت بخش، دوستی مملو از علاقه و تحسین است. احترام یکی از مهمترین مواردی است که زوج های متاهل از شریک زندگی خود می خواهند. گروت و فریز، دریافتند كه احترام با عشق همنشینی یا دوستی رابطه دارد، این نشان می دهد كه احترام برای صمیمیت و رضایت از رابطه ضروری است. همچنین، احترام با اشتیاق، نوع دوستی، خودافشایی و رضایت کلی رابطه مثبت دارد. این امر با تمایل به نادیده گرفتن رفتار منفی شریک زندگی یا پاسخگویی با اقدامات طرفدار روابط یا دلسوزی نسبت به نقایص آنها همراه است.

نبود یا عدم احترام می تواند پایان عشق عاشقانه را رقم بزند. تحقیقات نشان می دهد که انتظار احترام متقابل در دوستی و بیشتر روابط وجود دارد و افراد با نقض این انتظار واکنش منفی نشان می دهند از طرفی، عدم احترام می تواند بر تعهد و جذب تأثیر منفی بگذارد. در واقع، انکار احترام یک رفتار منفی مهم در روابط دوستی و اکثر روابط است و عدم احترام نقض معنای دوست داشتن شریک زندگی خود در یک رابطه نزدیک عاشقانه است.

خوب بعد از درک مطالعه موارد فوق و پیدا کردن درکی کامل از عشق، در ادامه قصد داریم ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی را بررسی کنیم و به شما بگوییم که چطور با استفاده از ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، می توانید به راحتی عشقی پایدار و مملو از آرامش را تجربه نمایید.

1.ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | تمرکز روی کیفیت روابط

اولین مورد از ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، تمرکز روی کیفیت روابط است.

در روابط عاطفی کمیت مهم نیست، بلکه کیفیت مهم است و در روابط از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد.

 به طور مثال لازم نیست حتماً به یک سفر عالی و لوکس بروید تا با همسرتان احساس خوشبختی کنید. همین که هنگام بازگشت از محل کار، چنددقیقه ای را با هم بگذرانید و به صحبت کردن درباره روزی که داشته اید بپردازید، کافی است. آیا همسرتان می پرسید چه روزی داشته است؟ آیا به او توجه می کنید؟

2. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | تعادل در روابط

دومین موردی که می خواهیم در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی به آن اشاره کنیم، میانه روی و تعادل است. در میان زوج های بسیاری، امروزه این مشکل وجود دارد که نمی توانند تعادل را برقرار نمایند. این افراد یا بیش از حد از خودگذشتگی دارند و یا بیش از حد روحیه مبارزه جویانه. در هر رابطه موفقی، گاهی باید تسلیم شد و گذشت کرد و گاهی هم باید برای گفتن حرف خود و نظر خود پافشاری کرد.

3. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | خانواده را در اولویت قرار دهید

سومین مورد در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، خانواده و اهمیت آن است. فراموش نکنید حتی قبل از بچه دار شدن، شما و همسرتان یک خانواده دو نفره هستید. شما باید روی همسرتان بیش از هر چیزی دیگری حساس بوده و برای آرامش یک دیگر تلاش کنید.

4. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | مشارکت و همکاری دو نفره داشته باشید

چهارمین مورد در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، مشارکت دو نفره است.

به گفته تسینا، قدرتمندترین کاری که می توانید برای محکم نگه داشتن یک ازدواج انجام دهید، ایجاد یک همکاری است، که احترام، اعتماد و صمیمیت را در پی دارد.

پرورش صمیمت گاهی کار سختی است؛ اما اگر به دنبال یک راه حل آسان برای آن هستید، همکاری را باید افزایش دهید.

5. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | هویت خود را حفظ کنید

پنجمین مورد در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی مطرح می شود، حفظ اصالت خودتان است.

ایجاد روابط جدید بسیار هیجان انگیز است و گرچه آسان است که خود را در جستجوی منافع مشترک و ایده آل های مشترک بیاندازید، اما حفظ هویت خود به عنوان یک فرد نیز مهم است. شاید تصور کنید بهترین زوج ها افرادی هستند که شخصیت و علایقی کاملاً یکسان و جدانشدنی دارند، اما اینطور نیست. در واقع باید این واقعیت را بپذیرید که هویت ها و علایق مختلف می توانند مکمل یکدیگر باشند و پیوند محکم تری ایجاد کنند.

6. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | اهداف خود را ایجاد کنید

ششمین مورد در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، داشتن اهداف شخصی است.

یک راه عالی برای حفظ هویت خود به عنوان یک فرد، تعیین اهداف شخصی است. اینها می تواند اهداف مربوط به کار یا اهداف مربوط به ورزش، رژیم های غذایی یا پروژه های خلاقانه باشد. اختصاص دادن انرژی ذهنی به اهداف متمرکز بر خودسازی، مستقل از روابط شما، به ایجاد فضای شخصی مورد نیاز در روابط جدید و طولانی مدت کمک می کند. تشویق همین رفتار در شریک زندگی به شما امکان رشد فردی و موفقیت فردی را می دهد. شرکایی که از رشد فردی یکدیگر پشتیبانی می کنند نیز می توانند با هم رشد کنند.

7. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | اهداف مشترک ایجاد کنید

هفتمین مورد در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، اهداف مشترک است.

در حالی که ایجاد اهداف شخصی یک روش خوب برای حفظ هویت خود در یک رابطه طولانی مدت است، اما به اشتراک گذاشتن اهداف آینده با شریک زندگی خود و تلاش برای دستیابی به اهداف مشترک نیز مهم است. می خواهید به چه نقاطی ازجهان دو نفره سفر کنید؟ آیا می خواهید برای یک خانه پس انداز کنید مواردی را که می خواهید به عنوان یک مشارکت دنبال کنید، تعیین کرده و آینده خود را به عنوان زن وشوهر در رسیدن به این اهداف، تصور نمایید.

8. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | سازش

هشتمین مورد در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، سازش است.

حفظ هویت و ایجاد اهداف به معنای اولویت دادن به خود نسبت به شریک زندگی نیست، بنابراین اطمینان حاصل کنید که با یک ذهن باز به طول عمر روابط خود نزدیک می شوید، به این ترتیب هم شما و هم شریک زندگی خود می توانید به صورت تیمی به تصمیمات سودمند دو طرفه برسید. مهم است که توجه داشته باشید، سازش به معنای نگه داشتن یک امتیاز نیست که چه کسی راه خود را باز می کند، بلکه این است که تصدیق کنید که گاهی خودتان نیز اشتباهاتی را مرتکب شوید.

9. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | سبک های ارتباطی خود را درک کنید

نهمین مورد از ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، شناخت سبک های ارتباطی است. شناخت سبک های ارتباطی از جمله موارد بسیار بسیار مهم در ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، محسوب می شود. زیرا درست مثل هر کسی که علائم طالع بینی و تیپ های شخصیتی خاص خود را دارد، هر کس دارای یک سبک ارتباطی است که بر نحوه تعامل او با مردم و نحوه برخورد تأثیر می گذارد. درک سبک ارتباطات شخصی و همچنین شیوه ارتباط شریک زندگی، می تواند به شما کمک کند تا از سوء تفاهم ها و درگیری ها به عنوان یک زن و شوهر اجتناب نمایید. این مهارت ها نه تنها باعث بهبود ارتباطات در روابط شما می شود بلکه به  ارتباطات در محل کار با دوستان و خانواده نیز کمک می کند.

10. ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی | یاد بگیرید چگونه گوش دهید

دهمین مورد از ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، هنر گوش دادن است. یادگیری اینکه چطور شنونده خوبی باشید، سرمایه بزرگی برای هر رابطه طولانی مدت است. شنونده خوب بودن فقط به مهارت گوش دادن فعال محدود نمی شود، بلکه شامل درک نقش شما در مکالمه نیز خواهد شد. گاهی برخی از زوجین می پرسند که چرا وقتی به همسرمان راه حل هایی را برای مشکلاتش ارائه می دهیم، او هیچ بازخوری مثبتی ندارد. در این گونه مواقع باید بگوییم که بسیاری از صحبت هایی که توسط شریک شما مطرح می شود، برای گرفتن راه حل نیست، بلکه تنها برای این است که شریک تان این حرف ها را به شما گفته باشد. یا به عبارتی برای این که ناراحتی هایش را تخلیه کرده باشد.

ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی

5 کاری که افراد دارای ثبات عاطفی انجام نمی دهند

این یک اعتقاد رایج است که برخی از افراد ذاتاً “کاملاً احساسی” بوده در حالی که دیگران دارای مزاج متعادل تری هستند.

اگرچه احتمالاً برخی تأثیرات ژنتیکی در میزان احساسات ما وجود دارد، اما تأثیر بسیار بزرگتر چیزی است که اکثر مردم متوجه آن نمی شوند:

این عادات شما هستند که میزان احساس شما را تعیین می کنند، به ویژه عادت های ذهنی شما.

در شغل خودم به عنوان روانشناس، هر روز با افرادی کار می کنم که از نظر احساسی بی ثبات هستند:

آنها در مارپیچ های نگرانی و اضطراب گم می شوند.

آنها اغلب افسرده و دارای روحیه پایین هستند.

آنها از کوچکترین استرس یا سختی عصبانی و ناراحت می شوند.

اما این تجربه من بوده است که آنچه منجر به این همه بی ثباتی عاطفی می شود، مجموعه ای از عادات ذهنی ظریف اما قدرتمند است. معمولاً این عادت ها مدت ها پیش در اوایل کودکی آموخته و تقویت شده اند اما هرگز فراموش نشده اند.

خوشبختانه، هر کسی می تواند بیاموزد که از نظر عاطفی ثبات بیشتری داشته باشد. نکته اصلی این است که این عادات ذهنی مفید را که باعث رنج عاطفی اضافی می شوند، شناسایی و از بین ببرید.

این 5 عادت را کنار بگذارید و متوجه خواهید شد که شما از نظر عاطفی بسیار پایدارتر هستید که تصور کرده اید و قادر به تجربه همه احساسات خود بدون اینکه تحت تأثیر آنها قرار بگیرید، می شوید.

برای اینکه بدانید وابستگی عاطفی چیست، کلیک کنید.

1. این افراد به هر آنچه فکر می کنند، باور ندارند

حتماً همه شما می دانید که در طول تاریخ بسیاری از کشف ها به دلیل زیر سوال بردن قوانین ثابت و رایج اتفاق افتاده است. این ویژگی یکی از ویژگی های افراد دارای ثبات عاطفی است. این افراد به هر آنچه فکر می کنند، باور ندارند. یعنی گاهی خود افکارشان را زیر سوال می برند.

به عنوان انسان، توانایی تفکر منطقی و خلاقانه ما یکی از بزرگترین نقاط قوت ماست. بدون آن، ما سوناتای بتهوون، شکل های دموکراتیک حکومتی، رمان های چارلز دیکنز یا داروی فلج اطفال را هیچگاه پیدا نمی کردیم.

اما به ازای هر ایده جالب، خلاقانه یا حتی نبوغ آمیز، ذهن ما افکار احمقانه و غیر منطقی نیز تولید می کند.

نکته این است:

افکار شما ذاتاً درست یا مفید نیستند و فرض کنید که آنها یک دستور العمل برای رنج عاطفی هستند.

اگر نگرانی غیر منطقی از مرگ همسرتان در هنگام تصادف اتومبیل هنگام بازگشت به خانه از محل کار در ذهن شما ایجاد شود، عادت شما برای باور داشتن تمام افکار شما باعث ایجاد اضطراب زیادی می شود.

اگر یک قضاوت غیر منطقی از یک همکار به ذهن شما خطور کند، عادت شما برای باور داشتن به همه افکار شما منجر به ناامیدی بیش از حد و احتمالاً رفتارهای بی ادبانه خواهد شد.

اگر برخی از صحبتهای منفی درباره اشتباهی که اخیراً مرتکب شده اید در ذهن شما ظاهر شود، عادت شما برای باور کردن به همه افکار شما منجر به ایجاد گناه و شرم زیادی خواهد شد.

تفکر بیش از حد، ریشه بیشتر اشکال رنج عاطفی است. اگر باور نکنید که تمام افکارتان درست است، شما بیش از حد فکر نخواهید کرد.

هرچه فکر می کنید باور نکنید. افکار فقط همین اندیشه ها هستند.

2. این افراد احساسات خود را قضاوت نمی کنند

منطقی نیست که درباره چیزهایی که نمی توانید کنترل کنید، به خصوص احساسات خود قضاوت کنید.

هیچ سیستم حقوقی در جهان کسی را به دلیل احساس عصبانیت به زندان محکوم نمی کند. بلکه این رفتارهای ما است که تعیین کننده خواهد بود.

یکی از مشکلات قضاوت در مورد احساسات، این است که یک لایه دوم از احساسات دردناک را علاوه بر دردی که از قبل احساس می کردید، به مشکلات خود اضافه خواهید کرد.

وقتی خود را برای احساس غم و اندوه فرو می کشید، اکنون احساس غم و شرم می کنید.

وقتی نگران احساس عصبانیت هستید، علاوه بر احساس عصبانیت، مضطرب می شوید.

وقتی خود را به خاطر احساس ترس انتقاد می کنید، اکنون احساس ناامیدی و ترس خواهید کرد.

احساس ناخوشایند به اندازه کافی سخت است بدون اینکه احساس بدی به شما دست بدهد.

اگر می خواهید عادت انتقاد از احساس خود را کنار بگذارید ، یاد بگیرید که کمی دلسوزی نسبت به خود داشته باشید.

کنجکاو باشید، قضاوت نکنید.

3. این افراد خود را ملزم به دریافت همه معنانی و قوانین نمی دانند

جستجوی معنی در همه چیز اغلب مکانیسم دفاعی در برابر ترس از عدم اطمینان است.

طبیعت بشر است که از عدم اطمینان بیزار باشد. از انتخاب کفش های رنگی گرفته تا تعهد به همسر در ازدواج ، تقریباً همیشه در تصمیم گیری های ما عدم اطمینان و در کنار آن، مقداری اضطراب وجود دارد.

اما برای برخی از افراد، به ویژه کسانی که در محیط های آشفته یا بسیار غیر قابل پیش بینی پرورش یافته اند ، آنها یاد گرفته اند که عدم اطمینان را خطرناک بدانند و به هر قیمتی از آن اجتناب کنند و یک راه معمول برای جلوگیری از اضطراب عدم اطمینان خواندن معنی در همه چیز است.

با گفتن اینکه به خودمان می گوییم همه چیز معنی دارد، توهم یقین را به خود می دهیم.

اما اگر برای کاهش اضطراب و عدم اطمینان دائماً به معنا سازی مشغول باشید ، تحمل شما نسبت به عدم اطمینان ضعیف و ضعیف می شود.

در برخی از مواقع، واقعیت شما را فرا خواهد گرفت و خواستار این است که با عدم اطمینان اساسی زندگی روبرو شوید:

شاید یکی از دوستان صمیمی و بدون هیچ دلیل موجهی در سنین جوانی به طرز غم انگیزی بمیرد.

شاید “بدون دلیل موجه” از کار رویایی خود بیکار شوید.

شاید همسرتان شما را “بدون هیچ دلیل خوبی” ترک کند.

اگر سعی داشته باشید معنی تمامی این اتفاقات را متوجه شوید، روحیه شما به شدت آسیب دیده خواهد شد که افسردگی و اضطراب شدید اغلب نتیجه آن است.

افراد باثبات از نظر عاطفی مایلند آینده ای نامعلوم را در چهره خود ببینند و آن را دقیقاً برای آنچه هست بپذیرند.

پذیرش عدم اطمینان به روش های کوچک را تمرین کنید و در صورت رسیدن به راه های بزرگ، با اطمینان می توانند از پس آن برآیند و در نهایت همیشه این کار را انجام می دهند.

4.  این افراد سعی ندارند همه چیز را کنترل کنند

کنترل معمولاً نشانه عدم امنیت و ترس از درماندگی است.

دقیقاً همانطور که نیاز به یافتن معنا در همه جا علامتی از عدم اطمینان است، نیاز به کنترل همه چیز علامتی از احساس ناتوانی است.

مشکل این است که شما درمانده اید. حداقل در بسیاری از موارد و این طبیعت زندگی است که ما نمی توانیم همه چیزهایی را که آرزو می کنیم کنترل کنیم:

شما نمی توانید کنترل کنید که آیا بهترین دوست شما هر روز سیگار کشیدن را ترک می کند یا خیر.

نمی توانید کنترل کنید که رئیس شما فکر می کند باهوش هستید.

نمی توانید کنترل کنید که همسرتان در پایان روز دچار استرس شده است یا خیر.

قدرت و نفوذ شما در این زندگی محدود است.

شما تنها می توانید به اندازه محدودی روی مردم تاثیر بگذارید، اما مسئولیت پذیرفتن برای نتایج اشتباه است.

وقتی باور ناخودآگاه شما این است که باید بتوانید نتیجه همه چیز را کنترل کنید ، در نهایت انتظارات غیر واقعی زیادی از خود خواهید داشت و ناگزیر، این انتظارات نقض شده و منجر به نوسانات عاطفی بزرگی می شود:

به طور مثال به دلیل سیگار بودن دوست تان و اینکه نمی توانید روی او کنترلی داشته باشید، احساس ناتوانی خواهید کرد.

رئیس شما بعد از  یک سخنرانی در حالی که فکر می کردید قرار است از شما تقدیر و تشکر نماید و این کاررا انجام نمی دهدف منجر به شرمساری و عدم اعتماد به نفس تان خواهد شد.

همسرتان با وجود اینکه در آن روز هنگام ناهار با آنها تماس گرفته اید دوباره با استرس به خانه می آید تا منجر به عصبانیت و کینه شود.

به خود یادآوری کنید که اشکالی ندارد که احساس درماندگی کنید. گاهی اوقات ما نمی توانیم  به دیگران کمک کنیم.

پایین آوردن انتظارات خود به سطح واقع بینانه به این معنی نیست که اهمیتی نمی دهید. این بدان معنی است که شما با خود صادق هستید.

سرانجام، فروتنی داشته باشید و بپذیرید که نمی توانید تقریباً به اندازه دلخواه خود کنترل کنید. تمام تلاش خود را انجام دهید، اما وانمود نکنید که خدا هستید.

یک انسان منطقی می تواند با پرورش بی تفاوتی نسبت به چیزهایی که خارج از کنترل اوست، به آرامش برسد.

5. این افراد براساس احساسات تصمیم نمی گیرند، براساس ارزش تصمیم می گیرند.

همه ما می خواهیم احساس خوبی داشته باشیم. اما تصمیم به داشتن احساسات خو، اغلب برای احساس بعدی ما هزینه های سنگینی دارد.

اینکه احساسات خود را به عنوان  وحی منزل در نظر بگیرید این یک اشتباه است، واقعیت این است که احساسات ما اغلب با ارزشهای ما در تعارض هستند.

اگر می خواهید احساس تعادل بیشتری داشته باشید، باید خودتان را خوب بشناسید.

باید بیاموزید که احساسات خود را به ارزشهای خود وابسته کنید.

و بهترین راه برای انجام این کار یادآوری مداوم ارزشها و آرزوها به خودتان است.

در نهایت به صورت خلاصه برای داشتن، پایداری در احساسات لازم است نکات زیر را در نظر داشته باشید :

هرچه فکر می کنید باور نکنید.

در مورد احساس خود قضاوت نکنید.

همه چیز نباید معنی داشته باشد.

تلاش برای کنترل همه چیز را کنار بگذارید.

بر اساس ارزشها و نه احساسات خود تصمیم بگیرید.

ارتباط ناپایداری عاطفی و کرونا

با توجه به گسترش ناگهانی فاجعه ای مانند ویروس کرونا، که میلیون ها زندگی در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است،  این ویروس نه تنها از نظر جسمی بلکه از نظر عاطفی نیز به صورت حملات هراس، رفتار وسواسی، اضطراب و ترس روی وضعیت افراد تاثیر می گذارد. به همین دلیل در این برهه ضروری است که با ارائه اطلاعات صحیح در رابطه با مسائل روانشناختی به افراد کمک کنیم در رابطه با مشکلاتی از این دست، اطلاعات لازم را بدست بیاورند.

توجه داشته باشید که لازم است بین اطلاعات بهداشتی و شایعات نیز تفاوت قائل شوید. همچنین مهم است که مفهوم هوش هیجانی و ثبات عاطفی در بحران ها را خوب درک کنید. در ادامه ما این موارد را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

 هوش هیجانی چیست؟

با استفاده از چندین منبع مختلف، یک تعریف ساده از هوش هیجانی را بررسی می کنیم. هوش هیجانی به معنای، توانایی نظارت بر احساسات خود و همچنین احساسات دیگران ، تشخیص و برچسب زدن صحیح احساسات مختلف و استفاده از اطلاعات عاطفی برای هدایت تفکر و رفتار و تأثیر دیگران می باشد. هوش هیجانی همان چیزی است که ما هنگام همدردی با همکارانمان، گفتگوهای عمیق درباره روابط خود با دیگران و گفتگوهای عمیق و تلاش برای مدیریت یک کودک بی قاعده یا پریشان، از آن استفاده می کنیم. این به ما امکان می دهد با دیگران ارتباط برقرار کنیم، خود را بهتر درک کنیم و زندگی بهتر ، سالم و شادتری داشته باشیم.

معرفی پنج عنصر هوش هیجانی

طبق نظر گولمن، پنج مولفه یا عنصر از هوش هیجانی وجود دارد که شامل موارد زیر می شود:

  • خودآگاهی
  • خودتنظیمی
  • انگیزه
  • یکدلی
  • مهارت های اجتماعی

خودآگاهی را می توان توانایی شناخت و درک احساسات خود تعریف کرد. خودآگاهی یک قدم بالاتر از خودشناسی است؛ زیرا در خودآگاهی ما نه تنها احساسات خود را می شناسیم، بلکه می توانیم این موارد را به خوبی درک کرده و مدیریت نیز نماییم.

افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند نیز به طور کلی انگیزه ذاتی بیشتری دارند. به عبارت دیگر، افراد دارای هوش هیجانی بالا به دلایل داخلی و نه پاداش خارجی مانند کسب ثروت، احترام یا شهرت، انگیزه دارند. کسانی که دارای EI بالا هستند به دلایل شخصی خود انگیزه دارند و در جهت اهداف خود تلاش می کنند.

مهارت های اجتماعی همان چیزی است که به افراد امکان تعامل اجتماعی با یکدیگر و پیمایش موفقیت آمیز در موقعیت های اجتماعی را می دهد. کسانی که دارای EI بالا هستند به طور کلی مهارت های اجتماعی بالاتر از حد متوسط ​​دارند و می توانند در تعامل با دیگران به طور موثر اهداف خود را دنبال کنند و به نتیجه دلخواه خود برسند.

هوش هیجانی و توانایی تصمیم گیری

هوش هیجانی بر توانایی تصمیم گیری تأثیر می گذارد، هوش هیجانی بالا همچنین توانایی تصمیم گیری را بهبود می بخشد. کسانی که درک خوبی از خود و اطرافیان خود دارند بیشتر احتمال دارد که همه گزینه ها را بسنجند، ذهن آزاد داشته باشند و همه احساسات بی ربط را از روند تصمیم گیری حذف کنند.

 هوش هیجانی و ارتباطات

 هوش هیجانی ارتباط نزدیكی با مهارت های ارتباطی دارد. می توان گفت افراد با EI بالا تمایل دارند که در توانایی های ارتباطی خود مهارت داشته باشند.

ارتباط انعطاف پذیری با هوش هیجانی

 سرانجام، دلیل مهم دیگر توجه به هوش هیجانی، تأثیر آن بر تاب آوری یا همان انعطاف پذیری فرد است. برخی از افراد به عنوان عاملی برای تاب آوری ، هوش هیجانی را در نظر می گیرند. از آنجایی که که هوش هیجانی رابطه مستقیمی با تاب آوری دارد در نتیجه می توان گفت که هوش هیجانی ارتباطی نزدیکی با موفقیت افراد نیز خواهد داشت.

مفهوم ثبات عاطفی

ثبات عاطفی ظرفیت حفظ تعادل عاطفی در شرایط استرس زا است. این نقطه مقابل بی ثباتی عاطفی و روان رنجوری است. افراد پایدار از نظر احساسی فشارهای جزئی و فشارهای روزمره زندگی را تحمل می کنند بدون اینکه از نظر عاطفی ناراحت، مضطرب، عصبی، یا عصبانی شوند. آنها قادر به حفظ آرامش در فشارهای روحی جزئی هستند.

در مواردی که استرس قابل توجهی را تجربه کرده اند یا به طور استثنایی تحریک شده اند، خلق و خوی اصلی آنها معمولاً به سرعت به آن حالت بازمی گردند. از طرف دیگر، فرد ناپایدار دچار تغییرات خلقی نسبتاً گسترده، مکرر و غالباً غیرقابل پیش بینی می شود. ثبات عاطفی فرد را قادر می سازد تا روشی یکپارچه و متعادل در درک مشکلات زندگی ایجاد کند. این توانایی سازمانی و درک ساختاری به فرد کمک می کند تا توانایی تفکر ، قضاوت و ارزیابی واقعیت محور را توسعه دهد. فرد احساسات، برداشت ها و نگرش هایی را ایجاد می کند که به درک واقعیت های زندگی و شرایط و شرایطی کمک می کند. چنین درکی به فرد کمک می کند تا اعتماد به نفس بیشتری داشته و همچنین احساساتی مانند،مانند بدبینی یا خوش بینی، اضطراب یا آرامش، پرخاشگری یا تحمل، وابستگی یا خودمختاری، احساسات یا منطق، بی علاقگی یا همدلی را بهتر درک کنند.

 آیا افراد باهوش هیجانی عاطفی بالا، از نظر عاطفی پایدارتر هستند؟

افراد باهوش عاطفی از نظر عاطفی پایدارترهستند، زیرا مشخص شده که تغییرپذیری و بی ثباتی حالت بسیار نزدیک به یکدیگر هستند و اساساً ساختار مشابه را اندازه می گیرند. اینرسی نسبتاً مستقل است. این مربوط به میانگین نمرات خلق و خوی نیست که با نتایج سایر مطالعات مغایرت داشته باشد و با استفاده از روش نمونه گیری تجربه توضیح داده شود. رابطه مثبت آن با اینرسی خلق و خوی مثبت با تحریک زیاد و خلق و خوی منفی با برانگیختگی کم مشاهده شده است. علاوه بر این، یک رابطه منفی بین EI و بی ثباتی تنش مشاهده شده است. بیشترین همبستگی ها کم بود. البته برای نتیجه گیری قاطع تر، مطالعات بیشتری با قدرت آماری بالاتر لازم است.

پایداری احساسی و پایداری عاطفی چه تفاوتی با هم دارند؟

 پایداری احساسی شبیه به انعطاف‌پذیری است؛ چرا که هر دوی این عبارات شامل قادر بودن به مقاومت در برابر سختی‌ها هستند.

این نحوه حفظ آرامش شما در زمانی است که زندگی سخت می‌شود.

در واقع پایداری احساسی حالتی کلی تر از پایداری عاطفی است، به این صورت که شما قادر هستید در هر شرایطی ثبات احساسات خود را حفظ نمایید. در ادامه قصد داریم نکاتی را بررسی کنیم که به شما کمک می کند، پایداری احساسی تان را در شرایط مختلف حفظ نمایید.

۱. تمرکز روی نکات مثبت. ماشینم خراب شد. دست دیگرت هم با تو خراب شد. تو هم پای تو رو شکسته بودی. در عین حال. شوخی می‌کنم، آن‌ها نمونه‌های جداگانه هستند.

واکنش احساسی آنی ما به رویداده‌ای منفی زندگی اغلب قوی‌تر از آن است که باید باشد. این به این دلیل است که ما به ندرت انتظار داریم که در هر لحظه رخ دهد، اما گاهی اوقات این اتفاق می افتد. برای مقابله با این مساله، بهترین راه تغییر دیدگاه در رابطه با اتفاقات غیر منتظره است. به طور مثال تصور کنید که یک قرار مهم دارید و ماشین شما خراب می شود. در این حالت بهترین راه این است که تصور کنید روی کره زمین فقط 10 الی 20 درصد مردم ماشین دارند. پس شما جزء این 10 الی 20 درصد خوش شانس هستید. علاوه بر این می توانید تمرکز خود را از این اتفاق منفی روی تمامی اتفاقات مثبت زندگی خود بگذارید. این کار نیز منجر به تعادل و ثبات روابط عاطفی شما خواهند شد.

هر وضعیتی دیدگاه‌های احتمالی بسیاری دارد. به طور پیش‌فرض ما تمایل داریم بدترین فرد را انتخاب کنیم زیرا رویدادهای منفی ذهن ما را به افکار منفی در مورد آن رویدادها منحرف می‌کنند. اما اگر جنبه‌های مثبت دیگری را در نظر بگیریم، می‌توانیم این چرخه منفی را معکوس کنیم. به دنبال نکات مثبت در وضعیت‌های منفی بگردید، آن‌ها در آنجا هستند!

۲. انتظارات خود را بررسی کنید. آیا شما انتظار یک زندگی آرام، خطی و قابل‌پیش‌بینی را دارید؟ خوب،  این شرایط هرگز برای هیچ‌کس اتفاق نخواهد افتاد. دفعه بعد که چیز بدی برای شما اتفاق می‌افتد، به جای یک مشکل بزرگ به آن به عنوان یک چالش فکر کنید. برای مبارزه آماده باشید و سعی کنید پیروز شوید.

۳. یک برنامه عملی ایجاد کنید. این ضد حمله متقابل است. ما فقط نمی‌توانیم فشار وارد کنیم و انتظار برنده شدن را داشته باشیم. باید برگردیم! رفتن به این تهاجم تنها راه برای نشان دادن این موضوع به زندگی است که شما نمی‌ترسید یا ضعیف نیستید. حتی اگر شما احساس ترس یا ضعف می‌کنید، همانطور که همه ما گاهی انجام می‌دهیم، اقدام کردن به طور همزمان اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهد و فرصت‌های جدیدی را ایجاد خواهد کرد.

خلاصه مطلب

ما در این مطلب سعی کردیم به بررسی ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی بپردازیم. در حین بررسی ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، برای درک بهتر شما ما تعاریفی از عشق را نیز ارائه دادیم و همچنین انواع ابعاد رابطه عاطفی پایدار را بررسی کردیم. به صورت کلی پایداری را می توان نوعی مهارت در زندگی دانست که نه تنها در روابط عافی ضروری است، حتی می تواند در دیگر جنبه های مهم زندگی نیز کمک کننده باشد. در صورتی که پس از مطالعه این مطلب، نیاز به اطلاعات بیشتری در خصوص، عوامل مثبت در روابط عاطفی و یا موانع پایدار بودن روابط عاطفی داشتید، می توانید با کارشناسان ما تماس بگیرید.

آیا علاوه بر ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، موارد دیگری نیز وجود د ارد؟

بله موارد بسیاری وجود دارد که ما به مهم ترین آن ها اشاره کردیم.

در میان ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی، کدام مورد بیشترین اهمیت را دارد؟

نمی توان برای موارد، مهم ترین را تعیین کرد، همه آن ها به اندازه خود مهم هستند.

آیا هوش هیجانی و روابط عاطفی با یکدیگر در ارتباط هستند؟

بله هوش هیجانی و روابط عاطفی می توانند به هم مرتبط باشند.

برای تقویت ثبات عاطفی در روابط چه مهارت هایی مورد نیاز است؟

اعتماد به نفس، سازش، درک، مهارت گوش دادن و بسیاری موارد دیگر مورد نیاز است.

همچنین ببینید

طلاق عاطفی زن و شوهر

عوامل طلاق عاطفی زن و شوهر و راه های جلوگیری از آن

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با مشاور