ویژگی های شخصیت سالم
ویژگی های شخصیت سالم

ویژگی های شخصیت سالم + معرفی آزمون جهت تشخیص

ویژگی های شخصیت سالم چیست؟ آیا آزمونی وجود دارد که با استفاده از آن بتوانیم ویژگی های شخصیت سالم را کشف کنیم. اصلاً اینکه برای پاسخ سوال چگونه افراد سالم را تشخیص بدهیم، پاسخی وجود دارد. ما در این مطلب قرار است ویژگی های شخصیت سالم را بررسی کنیم. البته توجه داشته باشید که برای این مورد پاسخ های صد درصد قطعی وجود ندارد و کاملاً نسبی هستند. در ادامه همراه ما باشید تا این موارد را بررسی کنیم.

فهرست محتوا

ویژگی های شخصیت سالم، شامل چه موارد می شود؟

آیا شخصیت شما سالم است؟ در ادامه قصد داریم آزمونی را معرفی کنیم که با استفاده از آن می توانید به ویژگی های شخصیت سالم پی ببرید و هم چنین در مورد خودتان این موضوع را درک نمایید.

داشتن ویژگی های شخصیت سالم بسیار مهم است؛ زیرا این موضوع می تواند بسیاری از جنبه های زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد.

اما آیا تاکنون به این فکر کرده اید که ویژگی های شخصیت سالم را دارید یا خیر؟

یک آزمایش جدید از محققان دانشگاه کالیفرنیا در دیویس ادعا می کند که با استفاده از 30 جنبه از ویژگی های شخصیتی پنج فرد بزرگ، می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا ویژگی های شخصیت سالم  را دارید یا خیر. این موارد شامل،برونگرایی، موافق بودن، روان رنجوری وظیفه شناسی و صراحت می شود.

Wiebke Bleidorn ، PhD، دانشیار روانشناسی در دانشگاه UC دیویس و نویسنده اصلی این تحقیق، می گوید: “فلاسفه و روانشناسان در مورد عملکرد شخصیت سالم برای نسل های مختلف حدس زده اند.” “ما این ایده ها را با یکی از رایج ترین مدل های مبتنی بر شواهد از ویژگی های شخصیتی در تحقیقات معاصر ترکیب کردیم و مدل مدل پنج عاملی را ارائه دادیم.”

Bleidorn توضیح می دهد که هر یک از ابعاد در این مدل دارای شش جنبه است، مانند اهمیت و ابراز وجود برای برون گرایی، به همین دلیل مدل کلی شامل 30 ویژگی است.

وی گفت: “ما دریافتیم كه متخصصان می توانند به طور قابل اعتمادی نمایه سالم نمرات را در این 30 صفت شناسایی كنند و این مشخصات خاص، وراثتی، پایدار در طول زمان است و با طیف گسترده ای از نتایج سازگار ارتباط مثبت دارد.”

محققان برای رسیدن به نتیجه گیری خود ابتدا مشخصات خصوصیاتی از یک فرد سالم را با نمونه اولیه ایجاد کردند. آنها سپس از داده های هفت نمونه مستقل از بیش از 3000 شرکت کننده که دانشجوی دانشگاه یا متخصص روانشناسی مثبت بودند (مطالعه آنچه زندگی را ارزش بیشتری برای زندگی دارد) استفاده نمودند.

برای انجام این کار، آنها یک شاخص شخصیت سالم را برای هر شرکت کننده محاسبه کردند که نشان می داد مشخصات شخصیتی شخصی آنها با مشخصات متخصص ایجاد شده برای شخصیت سالم چقدر مشابه است.

“در سطح عملی، این تحقیق نشان می دهد که می توان از یک عدد واحد برای نشان دادن سلامت روانشناختی استفاده کرد. در سطح نظری، نظریه های انسان گرایانه و صفتی راجع به شخصیت که مدت هاست دیده می شود. اما در این تحقیق از یک کمیت ساختاری برای تشخیص شخصیت های سالم استفاده شده است.

ویژگی های شخصیت سالم

مهم ترین ویژگی های شخصیت سالم شامل چه مواردی می شود؟

بلیدورن می گوید شخصیت روانشناختی سالم را می توان با ویژگی های زیر مشخص کرد:

  • قادر به تجربه و ابراز احساسات است
  • به توانایی های خود اعتماد دارد
  • از نظر عاطفی پایدار است
  • نسبتاً مقاوم در برابر استرس
  • سرراست، گرم و دوستانه است

وی خاطرنشان کرد که روانشناسان و دانشجویان حاضر در این مطالعه تمایل داشتند که در مورد ویژگی های سالم و کم سالم توافق کنند.

بلیدورن گفت: “این نشان می دهد که ممکن است در مورد ویژگی های سالم بدون توجه به آموزش یا سابقه فرد توافق گسترده ای وجود داشته باشد.”

تا آنجا که آیا تیپ شخصیتی می تواند بر سلامت کلی تأثیر بگذارد، بسیاری از تحقیقات موجود نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی پیش بینی کننده مهم نتایج مهم زندگی هستند، از جمله سلامت روحی و جسمی ، رفاه و حتی طول عمر.

“وضعیت فعلی شواهد نشان می دهد که صفات ممکن است از طریق مسیرهای بیولوژیکی (به عنوان مثال، سطح کورتیزول پایین تر) و رفتاری (به عنوان مثال، رفتارهای پرخطر بهداشتی مانند سیگار کشیدن) بر نتایج سلامتی تأثیر بگذارند.”

کارولین کلاوس-اهلرز، دکترای روانشناسی و دانشیار دانشگاه راتگرز نیز با این نظر موافق است. با این حال، او می گوید زمینه فرهنگی یک عامل مهم است.

12 مورد از ویژگی های شخصیت سالم

ما در این قسمت قصد داریم 12 مورد از ویژگی های شخصیت سالم را بررسی کنیم که می توانید از آن برای آشنایی بیشتر با ویژگی های شخصیت سالم آشنا شوید.

کمک گرفتن از هوش اجتماعی

افرادی که هوش اجتماعی بالایی دارند، می توانند به راحتی از انجام فعالیت های بی ارزش و بی فایده صرف نظر نمایند. در نتیجه رفع این فعالیت ها، می توانند به انجام رفتارهای مفید بپردازند. در نتیجه این مورد می تواند یکی از مهم ترین موارد در ویژگی های شخصیت سالم باشد.

داشتن قدرت حل‌مسئله

افرادی که قدرت حل مساله دارند، می توانند تمامی مشکلات و موانع را کنار زده و در نتیجه سبک زندگی موفقیت آمیزی خواهند داشت. داشتن قدرت حل مساله می تواند از جمله ویژگی های شخصیت سالم محسوب گردد.

بروز احساسات

شاید در ابتدا تصور کنید فردی که خشم خود را بروز می دهد، متعادل نیست و دارای مشکل است، اما حقیقت این نیست. یک فرد متعادل باید توانایی ابراز احساسات مثبت و منفی خود را داشته باشد. البته بروز خشم باید به صورتی باشد که اهانت و تحقیر و یا صدمه در آن نباشد. پس توانایی بروز احساسات نیز از جمله مهم ترین موارد در ویژگی های شخصیت سالم محسوب می گردد.

 مقابله با استرس

دنیای امروز ما دنیایی سرشار از استرس است. افرادی که فاقد ویژگی های شخصیت سالم هستند، نمی توانند در برابر این آسیب ها مقاومت نمایند و در نتیجه با مشکلات بعدی مواجه خواهند شد؛ اما افراد سالم این موارد را پذیرفته و در نتیجه با موانع استرس زا به  خوبی کنار می آیند.

 داشتن قدرت مدیریت

افراد دارای ویژگی های شخصیت سالم، دارای قدرت مدیریت هستند. قدرت مدیریت مربوط به یک مورد خاص نمی شود، این افراد می توانند به راحتی به تحلیل محیط و افراد اطراف خود پرداخته ودر نتیجه تمامی افراد و شرایط اطراف خود را مدیریت نمایند.

شجاعت

شجاعت ویژگی پذیرفته شده و مطلوبی است که می تواند تاثیرات مثبت بسیاری را داشته باشد. در مورد افراد با ویژگی های شخصیت سالم نیز شجاعت به وضوح دیده می شود. داشتن شجاعت، اعتماد به نفس افراد را نیز بالا می برد.

در نظر گرفتن جوانب احتیاط

احتیاط شرط عقل است و افرادی که دارای ویژگی های شخصیت سالم هستند، از اهمیت این موضوع آگاه خواهند بود. توجه داشته باشید که احتیاط با شک و بد دل بودن کاملاً متفاوت است. افرادی که محتاط هستند، سعی می کنند قبل از انجام هر کار، ابتدا جوانب آن را بسنجند و سپس برای انجام آن اقدام نمایند.

حامی و مهربان بودن

افرادی که دارای ویژگی های شخصیت سالم هستند، همیشه به فکر دیگران بوده و حامی و مهربان هستند. این افراد نسبت به دوست، همسر، همکار و به صورت کلی تمامی افراد اطراف خود، احساس، مهربان بودن و حامی بودن دارند.

برای آشنایی با دوازده نشانه عزت نفس پائین در روابط عاطفی، کلیک کنید.

 کنجکاوی و علاقه‌مندی

در دنیای ما بی تفاوتی بسیار رایج شده است. افراد بی تفاوت، به راحتی درد و رنج های اطرافیان خود را نادیده گرفته و هیچ تلاشی برای مشکلات و دغدغه های آن ها نمی کنند.

گیر نکردن در گذشته

افرادی که دارای ویژگی های شخصیت سالم هستند، سعی می کنند از گذشته خود درس گرفته و در آن گیر نکنند.

آینده‌نگر بودن

افرادی که دارای ویژگی های شخصیتی سالم هستند، آینده نگر بوده و درباره آینده خود برنامه کاملاً منظمی دارند که براساس علایق و آرمان های شان شکل گرفته است.

خلاقیت و نوآوری

شاید بتوان یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیت سالم را خلاقیت دانست. خلاقیت می تواند احتمال رسیدن افراد به موفقیت را بسیار افزایش دهد و به همین دلیل از اهمیت بسیاری برخوردار است.

ویژگی های شخصیت سالم

آیا می توانید سلامتی شخصیت خود را بهبود ببخشید؟

در حالی که مطالعه UC دیویس ویژگی های خاصی را نشان داد که بیشترین ارتباط را با عملکرد سالم دارند، مانند عزت نفس، خودپنداری، وضوح، خوش بینی، توانایی مقاومت در برابر تکانه ها و تنظیم رفتار – بلیدورن می گوید تحقیقات آینده اکنون می تواند بر مداخلات طراحی شده برای بهبود رفتارهای مربوط به این صفات و عملکرد سالم انجام شود.

وی افزود: “به خاطر داشته باشید كه صفات نسبتاً پایدار هستند و تغییر دادن آن ها به آسانی ممکن نیست.”

Clauss-Ehlers معتقد است که افراد می توانند سلامتی شخصیت خود را کاملا بهبود بخشند،اگر به آنها دانش و آگاهی داده شود.

“شما همیشه می توانید در جهت تصمیم گیری مناسب تلاش کنید یا رفتاری را انجام دهید که برای سلامتی شما مفید نیست، مانند سیگار کشیدن یا نوشیدن مداوم نوشابه. شما می توانید برای تغییر آن تلاش کنید، اما این امر معمولاً منابع و پشتیبانی را می طلبد تا بتوانید آگاهانه در مورد داشتن شخصیت سالم انتخاب کنید.

وی می افزاید که شخصیت همیشه در یک پیوستار است”

معرفی آزمون جهت بررسی ویژگی های شخصیت سالم

برای تعیین اینکه آیا شخصیت شما سالم است، آزمون UC Davis را بصورت آنلاین انجام دهید.

اما بلیدورن می گوید نکاتی وجود دارد که باید بخاطر بسپارید.

وی گفت: “مشخصات سالم یک ملغمه کاملاً انتزاعی است و این تحقیق مانع از این نیست که افرادی که زندگی پر از رضایت و تولید را دارند می توانند پیکربندی بسیار متفاوتی از ویژگی های شخصیتی داشته باشند.” “به احتمال زیاد مسیرهای متنوعی برای عملکرد بهینه وجود دارد که به طور متوسط ​​وقتی تمرکز روی سالم ترین مشخصات باشد از دست می روند.”

در دهه 50 و 60 متفکران انسان گرایی مانند گوردون آلپورت، آبراهام مزلو، کارن هورنی، سیدنی جورارد، کارل راجرز و اریش فروم سعی در شخصیت پردازی شخصیت سالم داشتند. در حالی که در تصورات آنها تفاوت هایی وجود دارد، اما یک توافق کلی وجود داشت که شخصیت سالم از آن تشکیل شده است:

  • داشتن احساسات مثبت بیشتر در زندگی
  • گشودگی و انعطاف پذیری بیان عاطفی
  • اعتماد به تجربه
  • پذیرش خود
  • مقاومت در برابر استرس
  • خودآزمایی سالم
  • مسئولیت و صلاحیت
  • ارتباط گرم و معتبر با دیگران

محدودیت این نظریه های اولیه این است که بسیاری از آنها به طور سیستماتیک آزمایش نشده اند. با این حال، تحقیقات اخیر برای تعیین مشخصات شخصیتی که منجر به سلامتی و رشد مطلوب می شود، آغاز شده است

ویژگی های شخصیت سالم شامل چه مواردی می شود؟

در اینجا می توانید از نمره شخصی خود در مشخصات شخصیت سالم مطلع شوید. توجه داشته باشید که هیچ ویژگی واحدی در مشخصات شخصیتی سالم لزوماً نشان دهنده شخصیت سالم نیست. برعکس، هیچ صفت واحدی لزوماً نشان دهنده شخصیت ناسالم نیست. ما فقط در مورد احتمالات براساس نمونه های بزرگ و برای این پیکربندی خاص صفات صحبت می کنیم. موضوع  این است که ویژگی های شخصیتی منفی در این نمایه تا چه اندازه مانع رسیدن شما به اهداف شخصی تان می شود. با توجه به این هشدارها، ده ویژگی شخصیت شامل در زیر آورده شده است:

گشودگی نسبت به احساسات

گشودگی نسبت به احساسات را می توان از جمله ویژگی های شخصیت سالم معرفی نمود. این به معنای پذیرش احساسات و عواطف درونی شخص و ارزیابی احساسات به عنوان بخشی مهم از زندگی است. کسانی که احساس گشودگی بالایی دارند، احساسات عمیق تر و متمایزتری را تجربه می کنند و احساس شادی و ناراحتی شدیدتری نسبت به دیگران دارند. کسانی که از احساس گشودگی پایینی برخوردارند، تا حدودی تأثیرات مبهم دارند و برای احساسات ارزش کمی قائل هستند

صراحت

 از جمله، ویژگی های شخصیت سالم صراحت است.

افراد صریح، صمیمی و مبتکر هستند. افرادی که از نظر صراحت پایین هستند، تمایل بیشتری دارند که از طریق چاپلوسی، زیرکی یا فریب دیگران را دستکاری کنند. آنها این شگردها را مهارتهای اجتماعی لازم می دانند و ممکن است افراد ساده تر را ساده لوح بدانند.

صلاحیت

شایستگی به این معنا است که فرد توانایی، معقول، محتاط و موثر دارد. کسانی که از مهارت بالایی برخوردارند برای مقابله با زندگی احساس آمادگی کامل می کنند. کسانی که در زندگی خود از توانایی کافی برخوردار نیستند، نظر کمتری در مورد توانایی های خود دارند و اعتراف می کنند که غالباً آماده نبوده و ناقص هستند.

برای آشنایی با ده عامل اصلی در پایداری روابط عاطفی کلیک کنید.

خونگرم بودن

خونگرم بودن مربوط به موضوعات صمیمیت بین فردی است. افراد خونگرم، مهربان و صمیمی هستند. آنها واقعاً مردم را دوست دارند و به راحتی وابستگی نزدیکی به دیگران پیدا میکنند. افرادی که خونگرم نیستند، عمدتاً دلسوزی هم ندارند و حتی سعی می کنند از افراد خونگرم فاصله بگیرند.

احساسات مثبت

داشتن احساسات مثبت از جمله بارزترین ویژگی های شخصیت سالم است.

کسانی که دارای سطح بالایی از احساسات مثبت هستند، احساسات مثبتی مانند شادی، خوشبختی، عشق و هیجان را تجربه می کنند. آنها به راحتی می خندند و خوش خلق و خوش بین هستند. کسانی که دارای سطح پایین احساسات مثبت هستند لزوماً ناراضی نیستند. آنها فقط از هیجان و روحیه کمتری برخوردار خواهند بود.

اضطراب کم

افراد مضطرب خجالتی، ترسو، عصبی، متشنج و بی قرار هستند. افراد مضطرب بیشتر دچار ترس های مختلف و همچنین اضطراب شناور آزاد می شوند. از طرف دیگر، کسانی که اضطراب کمی دارند، در زندگی روزمره خود آرامش بیشتری تجربه خواهند کرد.

افسردگی کم

کسانی که از نظر ویژگی افسردگی بالا هستند، این ویژگی ابعاد زیادی از ویژگی های شخصیتی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد. این افراد، مستعد احساس گناه، غم، ناامیدی و تنهایی هستند. آنها به راحتی دلسرد شده و اغلب دلگیر می شوند. کسانی که افسردگی کمی دارند، به ندرت چنین احساساتی را تجربه می کنند، اما لزوماً سرحال و خونسرد نیستند (این به نمره احساسات مثبت فرد بستگی دارد).

آسیب پذیری کم در برابر استرس

کسانی که از آسیب پذیری بالایی در برابر استرس برخوردار هستند، احساس می کنند نمی توانند از عهده تقاضای روزمره زندگی برآیند. کسانی که آسیب پذیری کمی در برابر فشار روانی دارند، خود را قادر به مدیریت خود در شرایط دشوار می دانند و اغلب به توانایی سازگاری خود اعتماد سالم دارند.

تکانشگری کم

تکانشگری به عدم توانایی در کنترل ولع و اصرار اشاره دارد. خواسته ها یا اشتیاق توسط کسانی که نمره بالای انگیزش را کسب می کنند، چنان قوی تلقی می شود که فرد نمی تواند در برابر آنها مقاومت کند، اگرچه بعداً ممکن است از این رفتار پشیمان شوند. کسانی که از نظر تکانشگری پایین هستند، برای آن ها مقاومت در برابر چنین وسوسه هایی آسان تر است، زیرا تحمل ناامیدی و توانایی به تعویق انداختن رضایت را دارند. بسیاری از نظریه پردازان از اصطلاح تکانشی برای اشاره به بسیاری از صفات متفاوت و غیرمرتبط استفاده می کنند. بنابراین، این کاربرد خاص این اصطلاح را نباید با خودانگیختگی، ریسک پذیری یا زمان تصمیم گیری سریع اشتباه گرفت.

معتبرترین تحقیقات انجام شده برای شناسایی ویژگی های شخصیت سالم

صدها ویژگی وجود دارد که روانشناسان برای توصیف شخصیت افراد استفاده می کنند. یک فرد می تواند خونگرم، مضطرب، متواضع، یا با کفایت باشد. آنها می توانند مقتدر، خودکفا، یا نترس باشند.

کدام ویژگی به احتمال زیاد در افراد روانشناختی “سالم” یافت می شود؟

تیمی از محققان به سرپرستی وایبک بلیدورن از دانشگاه کالیفرنیا، دیویس تلاش کردند تا به این سوال در مقاله تحقیقی جدیدی که در مجله شخصیت شناسی و روانشناسی اجتماعی منتشر شده پاسخ دهند. آنها دریافتند که سطح بالایی از گشودگی نسبت به احساسات، احساسات مثبت و صریح، همراه با سطح روان رنجوری پایین نشانگر شخصیت سالم است.

این دانش مندان در اولین آزمایش خود، 137 متخصص شخصیت را استخدام کردند تا از بین 30 ویژگی شخصیتی که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند، افراد کاملاً سالم را شناسایی نمایند. آنها دریافتند كه كارشناسان صراحت در احساسات، گرما، مثبت بودن، صراحت و صلاحیت را به عنوان صفاتی كه به احتمال زیاد در افراد با تنظیم مناسب نمایان می شوند، نشان داده خواهد شد. از طرف دیگر، خصومت، افسردگی، آسیب پذیری، اضطراب و تکانشگری به عنوان کمترین احتمال در افراد با ویژگی های شخصیت سالم دیده می شود.

محققان سپس این تمرین را با گروهی از دانشجویان مقطع کارشناسی تکرار کردند. آنها درجه بالایی از سازگاری بین رتبه بندی متخصصان شخصیت و دانشجویان را دریافت کردند، که نشان می دهد ویژگی های شخصیتی مرتبط با سلامت روانشناختی توسط افراد لاپلاس و متخصصان قابل شناسایی است.

در مرحله بعدی، محققان مشخصات خود را از نظر روانشناختی “سالم” مورد آزمایش قرار دادند. آنها این کار را با اندازه گیری اینکه صفات “سالم” آنها در کنار سایر ابعاد روانشناختی مانند بهزیستی، عزت نفس، پرخاشگری و وجود دارد، انجام دادند. با بررسی پاسخهای نظرسنجی از بیش از 3000 نفر، آنها داده ها را مطابق با پیش بینی های آنها یافتند. افراد سالم از نظر روانشناختی در ابعاد روانشناختی مرتبط با عملکرد روانشناختی برتر (به عنوان مثال، عزت نفس، وضوح خودپنداره و خوش بینی) و در ابعاد مرتبط با اختلال عملکرد روانشناختی (به عنوان مثال، استثمار، پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی) امتیاز بالاتری کسب کردند.

برای اینکه از کمال گرایی عاطفی بیشتر بدانید، کلیک کنید.

در ادامه لیست کاملی از ویژگی های شخصیتی، از نظر احتمال توصیف یک فرد روانشناختی “سالم” از بالا به پایین براساس داده های این آزمایش، آورده شده است:

  • گشودگی نسبت به احساسات
  • گرما
  • احساسات مثبت
  • صراط مستقیم
  • صلاحیت
  • نوع دوستی
  • فعالیت
  • گشودگی به ارزشها
  • ذهنیت مناقصه
  • وظیفه شناسی
  • خود نظم و انضباط
  • دستاورد
  • مشورت
  • گشودگی به زیبایی شناسی
  • اذعان
  • اعتماد کنید
  • انطباق
  • گشودگی به ایده ها
  • فروتنی
  • گشودگی به فانتزی
  • به دنبال هیجان
  • گشودگی نسبت به اقدامات
  • خودآگاهی
  • تکانشگری
  • اضطراب
  • آسیب پذیری
  • افسردگی
  • خصومت

نظریه های روان پویایی شخصیت و نقش ناخودآگاه

یكی از مهمترین رویكردهای روانشناختی درك شخصیت مبتنی بر نظریه پردازی زیگموند فروید (1856–1939) از پزشك و روانشناس اتریشی است كه بنیادی را كه امروزه به عنوان رویكرد روان پویایی درك شخصیت شناخته می شود، بنا نهاد. بسیاری از افراد فروید را می شناسند، زیرا کارهای وی تأثیر زیادی در تفکر روزمره ما در مورد روانشناسی داشته است و رویکرد روان پویایی یکی از مهمترین رویکردهای روان درمانی است (رودینسکو ، 2003 ، تیلور ، 2009). فروید احتمالاً بهترین فرد شناخته شده در بین همه روانشناسان است، بخشی از آن به دلیل مشاهده چشمگیر و تجزیه و تحلیل شخصیت او است (24 جلد از نوشته های او وجود دارد). البته همانطور که در مورد همه نظریه ها صدق می کند، بسیاری از عقاید مبتکرانه فروید حداقل تا حدی نادرست به نظر رسیده اند، اما هنوز جنبه های دیگر نظریه های وی بر روانشناسی تأثیرگذار می باشد.

در سال های گذشته این دانشمند از روش های خلاقانه ای برای توصیف ویژگی های شخصیت سالم استفاده کرده است.

ویژگی های شخصیت سالم

فروید از مشاهداتی که همراه با همکاران خود دریافته بود، برای توسعه نظریه خود در مورد منابع شخصیت و رفتار استفاده کرد. از نظر اراده آزاد، فروید اعتقاد نداشت که ما قادر به کنترل رفتارهای خود هستیم. بلکه معتقد بود که تمام رفتارها با انگیزه هایی از قبل تعیین می شوند که خارج از آگاهی ما، در ناخودآگاه است. این نیروها در خواب، در علائم روان رنجوری مانند وسواس، در حالی که ما تحت هیپنوتیزم هستیم  و در “لغزش زبان” خود را نشان می دهند که در آن مردم خواسته های ناخودآگاه خود را با زبان نشان می دهند. فروید استدلال می کرد که ما بندرت می فهمیم که دقیقاً در حال انجام چه کاری هستیم ، اگرچه پس از واقعیت می توانیم برای رفتارهای خود توضیحاتی ارائه دهیم. ذهن برای فروید مانند یک کوه یخ بود، با انگیزه های زیادی و ناخودآگاه ما در این نظریه بسیار بزرگ تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. درست مانند کوه های یخی که در قطب زیر آب هستند و تنها نوک آن ها بیرون آمده است.

در مفهوم پردازی شخصیت زیگموند فروی ، مهمترین انگیزه ها از ناخودآگاه ما نشات می گیرند و عمدتاً قابل مشاهده نیستند، همانطور که قسمت عمده کوه یخ نیز در زیر آب قرار گرفته است.

Id  ، Ego و Superego، مولفه های ذهنی از نظر فروید برای توصیف ویژگی های شخصیت سالم

فروید اظهار داشت كه ذهن به سه مولفه تقسیم می شود: id ، ego و superego. تعاملات و تعارضاتی که بین این سه مولفه وجود دارد، منجر به شکل گیری شخصیت انسان ها می شود.

Id   کاملاً ناخودآگاه است و مهمترین انگیزه های ما را شامل می شود، از جمله انگیزه جنسی (میل جنسی) و انگیزه پرخاشگرانه یا مخرب (تاناتوس). طبق نظر فروید، این شناسه توسط اصل لذت هدایت می شود، میل به ارضای سریع خواسته های جنسی و پرخاشگرانه. او می گوید دلیل رفتارهایی همچون سیگار کشیدن، مشاهده فیلم های پورن و رفتار بد با دیگران، همین موارد است.

در تضاد کامل باId  ، سوپراگو Superego احساس اخلاق و عقاید ما را نشان می دهد. سوپراگو Superego همه کارهایی که نباید انجام دهیم یا وظایف و وظایف جامعه را به ما می گوید. ابرنواختر برای رسیدن به کمال تلاش می کند و وقتی نتوانیم مطابق خواسته های آن عمل کنیم احساس گناه می کنیم.

برعکس id، که مربوط به اصل لذت است، عملکرد Ego کارشناسی است.

Ego کنترل کننده یا تصمیم گیرنده شخصیت ما به صورت آگاهانه است.

Ego به عنوان واسطه ای بین خواسته های id و محدودیت های جامعه موجود در superego عمل می کند. ما ممکن است بخواهیم جیغ بزنیم، فریاد بزنیم، یا ضربه بزنیم؛ اما Ego  به ما می گوید صبر کنیم، تأمل کنیم و یا پاسخ مناسب تری را انتخاب نماییم.

Ego ، Id و Superego در تعامل

فروید معتقد بود که اختلالات روانشناختی و به ویژه تجربه اضطراب هنگامی رخ می دهد که بین انگیزه های id ، ego و superego تعارض یا عدم تعادل ایجاد شود. وقتی منیت فهمید که شناسه برای لذت فوری خیلی فشار وارد می کند، سعی می کند این مشکل را مرتفع نماید، غالباً با استفاده از مکانیسم های دفاعی و استراتژی های روانشناختی ناخودآگاه که برای کنار آمدن با اضطراب و حفظ تصویر مثبت از خود استفاده می شود. فروید معتقد بود که سازوکارهای دفاعی برای کنار آمدن موثر با زندگی روزمره ضروری است، اما ممکن است بیش از حد از هر یک از آنها استفاده شود.

مکانیسم های دفاعی فروید

مکانیسم دفاعی تعریفمثال رفتاری
جابه جاییانحراف انگیزه های تهدیدآمیز به دور از منبع اضطراب و به سمت منبعی قابل قبول تردانشجویی که از استاد خود عصبانی است برای نمره پایین به هم اتاقی خود ضربه می زند ، که هدف امن تری از عصبانیت او است.
نقشه کشیدنپنهان کردن انگیزه های تهدیدآمیز با نسبت دادن آنها به دیگرانمردی که تمایلات جنسی قوی و ناخودآگاه نسبت به زنان دارد ادعا می کند که زنان از او به عنوان شی جنسی استفاده می کنند.
منطقی سازیایجاد توجیهات خود توجیهی برای رفتارهای منفی خودمانیک دانشجوی تئاتر در صورتی که نقش مهمی به او داده نشود، خودش را قانع می کند که این نقش مورد چندان مهمی نیز نبوده است.
واکنش نشان دادنداشتن انگیزه های غیر قابل قبول در برابر مواردی که میدانند در مقابل آن ها مخالفت خواهد شد.جین از نظر جنسی به جیک علاقه دارد، اما در جمع ادعا می کند که به شدت از او بیزار است.
پسرفتعقب نشینی به مرحله ایمن و امنیک دانشجوی دانشگاه که نگران یک آزمایش مهم است شروع به مکیدن انگشت خود می کند.
سرکوب (یا انکار)هل دادن افکار تحریک کننده اضطراب به سمت ناخودآگاهفردی که واقعه ای را مشاهده می کند اما بعداً قادر به یادآوردن آن نیست.
تعالیهدایت تمایلات جنسی یا پرخاشگری غیرقابل قبول به فعالیتهای قابل قبولیک شخص در مسابقات ورزشی شرکت می کند تا درایوهای پرخاشگرانه را برتر جلوه دهد. یک فرد موسیقی را  برای هنر یا برای متعال ساختن انگیزه های جنسی ارائه می دهد.

بحث برانگیزترین و کمترین اعتبار علمی نظریه فرویدی، توضیحات آن در مورد رشد شخصیت است. فروید استدلال می كرد كه شخصیت از طریق یك سری مراحل روان جنسی رشد می یابد و هر كدام بر لذت بخشی از بدن متمركز است(جدول 11.5 “مراحل رشد روان جنسی” فروید). فروید معتقد بود که رابطه جنسی از نوزادی آغاز می شود و تفکیک مناسب هر مرحله پیامدهایی برای رشد بعدی شخصیت دارد.

مراحل رشد روانی جنسی فروید

  • دهانی

تولد تا 18 ماهگی  که لذت از دهان به صورت مکیدن، گاز گرفتن و جویدن حاصل می شود.

  • مقعدی

18 ماه تا 3 سال که لذت از بین بردن روده و مثانه و محدودیت های آموزش توالت حاصل می شود.

  • پالک

3 سال تا 6 که سال لذت از دستگاه تناسلی ناشی می شود.

  • تاخیر

6 سال تا بلوغ احساسات جنسی اهمیت کمتری دارند.

  • دستگاه تناسلی

بلوغ و بزرگتر که اگر مراحل قبلی به درستی طی شده باشد ، گرایش جنسی بالغ ایجاد می شود.

در اولین مرحله پیشنهادی فروید از رشد روان جنسی، که از بدو تولد آغاز می شود و تا حدود 18 ماهگی ادامه دارد، تمرکز بر روی دهان است. در طی این مرحله دهانی، نوزاد با مکیدن و نوشیدن لذت جنسی پیدا می کند. نوزادانی که رضایت کم یا زیاد از خود نشان می دهند در مرحله دهان ثابت می شوند یا “قفل” می شوند و حتی در بزرگسالی احتمالاً تحت این استرس به این نقاط فیکسشن بازگشت می کنند. به گفته فروید، كودكی كه رضایت شفاهی بسیار كمی از خود نشان دهد (مثلاً از كودكی كه كمبود او را پذیرفته یا از او غفلت شده است) به عنوان یك بزرگسال وابسته به دهان خواهد شد و به جای مستقل شدن، دیگران را برای تحقق نیازهای خود مسئول می داند. از طرف دیگر، کودکی که بیش از حد مورد رضایت او قرار گرفته، در برابر بزرگ شدن مقاومت کرده و سعی خواهد کرد با درماندگی، جلب رضایت دیگران و اقدام به شیوه نیازمندانه به حالت قبلی وابستگی برگردد.

مرحله مقعدی که از حدود 18 ماهگی تا 3 سالگی طول می کشد زمانی است که کودکان برای اولین بار درگیری روانی را تجربه می کنند. در این مرحله کودکان تمایل دارند که از طریق حرکات روده لذت ببرند، اما همچنین در حال آموزش توالت برای تأخیر در این رضایت هستند. فروید معتقد بود که اگر این آموزش توالت خیلی خشن یا خیلی ملایم باشد، کودکان در مرحله مقعد ثابت می شوند و در بزرگسالی احتمال دارد که تحت استرس به این مرحله پس روند. اگر کودک رضایت مقعدی بسیار کمی داشته باشد (به عنوان مثال، اگر والدین در مورد آموزش توالت بسیار سخت گیرانه رفتار کرده باشند)، در بزرگسالی با مشکلاتی مواجه خواهد شد. از طرف دیگر، اگر والدین خیلی ملایم بودند، شخصیت اخراجی مقعدی حاصل می شود که با عدم کنترل خود و گرایش به کثیفی و بی احتیاطی ظاهر می شود.

مرحله فالسی که از 3 تا 6 سالگی طول می کشد زمانی است که آلت تناسلی مرد (پسران) و کلیتوریس (دختران) به منطقه اصلی فراموشی برای لذت جنسی تبدیل می شوند. در طی این مرحله، فروید معتقد بود كه كودكان برای والدین جنس مخالف و همچنین تمایل به حذف یك والد همجنس به عنوان یك رقیب، جذابیت قدرتمند اما ناخودآگاه ایجاد می كنند. فروید نظریه رشد جنسی خود را در پسران (“عقده ادیپ”) مبتنی بر شخصیت اسطوره ای یونان، ادیپ، بنا نهاد كه پدر خود را ناآگاهانه كشت و با مادرش ازدواج كرد  و سپس با آموختن آنچه انجام داده بود چشمهای خود را بیرون آورد. فروید استدلال می كرد كه پسران به طور معمول سرانجام عشق خود به مادر را ترك می كنند و در عوض با پدر همذات پنداری می كنند و خصوصیات شخصیتی پدر را نیز به دست می آورند، اما پسرانی كه عقده ادیپ را با موفقیت حل نمی كنند در اواخر زندگی با مشکلات روانی روبرو می شوند. اگرچه در نظریه پردازی فروید از اهمیت چندانی برخوردار نبود، اما پس از شخصیت یونانی که با قتل مادرش انتقام قتل پدرش را گرفت، مرحله فالک اغلب “عقده الکترا” نامیده می شود. فروید معتقد بود که دختران غالباً حسد آلت تناسلی مرد را تجربه می کنند، احساس محرومیتی که ظاهراً توسط دختران تجربه می شود زیرا آنها آلت تناسلی ندارند.

مرحله تأخیر یک دوره آرامش نسبی است که از حدود 6 سال تا 12 سال طول می کشد. در این مدت، فروید اعتقاد داشت که انگیزه های جنسی سرکوب می شوند  و این باعث می شود دختران و پسران علاقه چندانی به اعضای جنس مخالف نداشته باشند یا هیچ علاقه ای نداشته باشند.

مرحله پنجم و آخر، مرحله تناسلی، از حدود 12 سالگی آغاز می شود و تا بزرگسالی ادامه دارد. به گفته فروید، انگیزه های جنسی در این بازه زمانی برمی گردند و اگر رشد طبیعی به این مرحله رسیده باشد، کودک می تواند به سمت توسعه روابط عاشقانه بالغ حرکت کند. اما اگر مشکلات اولیه به طور مناسب حل نشده باشد، مشکلات در ایجاد پیوندهای صمیمی عشق احتمالاً وجود دارد.

نظریه فرویدی چنان محبوب بود که بسیاری از این نظریه حمایت کرده و آن را گسترش دادند. روی هم رفته، این رویکردها به عنوان نظریه های نئو فروید شناخته می شوند. نظریه های نئو فرویدی نظریه های مبتنی بر اصول فرویدی هستند که بر نقش ناخودآگاه و تجربه اولیه در شکل گیری شخصیت تأکید می کنند اما شواهد کمتری در مورد جنسیت به عنوان نیروی محرک اصلی در شخصیت ارائه می دهند و نسبت به چشم انداز رشد شخصیت و تغییر در آنها خوش بین ترند.

توسعه دهندگاه نظریه فروید

آلفرد آدلر (1870–1937) پیرو فروید بود که تفسیر خودش را از نظریه فرویدی توسعه داد. آدلر پیشنهاد کرد که انگیزه اصلی در شخصیت انسان جنسیت یا پرخاشگری نیست، بلکه تلاش برای برتری است. به گفته آدلر، ما آرزو داریم که بهتر از دیگران باشیم و این هدف را با ایجاد یک زندگی منحصر به فرد و ارزشمند نشان می دهیم. ما ممکن است سعی کنیم نیاز خود به برتری را از طریق مدرسه یا موفقیتهای شغلی خود، یا لذت بردن از موسیقی، دوومیدانی یا سایر فعالیتهایی که برای ما مهم است برآورده کنیم.

آدلر معتقد بود که اختلالات روانشناختی از اوایل کودکی آغاز می شود. او استدلال کرد که کودکانی که بیش از حد پرورش می یابند بعداً توسط والدین خود مورد غفلت قرار گرفته یا احتمالاً بعداً یک عقده حقارت تجربه می کنند، یک حالت روانشناختی که در آن افراد احساس می کنند انتظاراتشان برآوده نشده و باعث می شود اعتماد به نفس پایینی داشته باشند و تمایل به جبران بیش از حد احساسات را نسبت به دیگران به هر قیمتی نشان دهند، حتی اگر این به معنای تحقیر، تسلط یا از خود بیگانگی باشد. به گفته آدلر، بیشتر اختلالات روانشناختی ناشی از تلاش های نادرست برای جبران عقده حقارت برای رسیدن به هدف برتری است.

کارل یونگ (1875–1961) یکی دیگر از شاگردان فروید بود که نظریه های شخصی خود را در مورد شخصیت ارائه داد. یونگ با فروید درباره قدرت ناخودآگاه موافق بود اما احساس كرد كه فروید اهمیت جنسیت را بیش از حد تأكید می كند. یونگ استدلال می کرد که علاوه بر ناخودآگاه شخصی، یک ناخودآگاه جمعی یا مجموعه ای از خاطرات اجدادی مشترک نیز وجود دارد. یونگ معتقد بود که ناخودآگاه جمعی شامل انواع کهن الگوها یا نمادهای جهانی از نظر فرهنگی است که شباهت های موجود در افراد را در واکنش های عاطفی آنها نسبت به بسیاری از محرک ها توضیح می دهد. کهن الگوهای مهم شامل مادر، الهه ها، قهرمان و ماندالا یا دایره است که یونگ معتقد بود نماد تمایل به یکپارچگی یا اتحاد است. از نظر یونگ، انگیزه اصلی که شخصیت موفق را هدایت می کند، تحقق بخشیدن به خود، یا یادگیری در مورد خود و توسعه آن تا حد ممکن است.

کارن هورنی، یک پزشک آلمانی بود که تئوری های فرویدی را برای ایجاد یک نظریه شخصیت که به نظر او متعادل تر از زن و مرد است، به کار برد. هورنی معتقد بود که بخشهایی از نظریه فرویدی و به ویژه ایده های عقده ادیپ و آلت تناسلی مرد، علیه زنان مغرضانه است. هورنی اظهار داشت که احساس حقارت در زنان به دلیل کمبودهایی که از نظر ظاهری احساس می کنند نیست، بلکه به دلیل وابستگی آنها به مردان است ، رویکردی که فرهنگ شکستن آنها را برای آنها دشوار می کند. از نظر هورنی انگیزه اصلی که رشد شخصیت را هدایت می کند میل به امنیت، توانایی ایجاد روابط مناسب و حمایتی با دیگران است.

اریک فروم (1900–1980)  از جمله افراد مهم دیگر نئو فرویدی بود. تمرکز فروم بر تأثیر منفی فناوری بود، با این استدلال که افزایش استفاده از آن باعث شده است مردم به طور فزاینده ای از دیگران جدا شوند. فروم اعتقاد داشت استقلالي كه تكنولوژي براي ما به همراه دارد نياز “گريز از آزادي”، يعني نزديك شدن به ديگران را نيز ايجاد مي كند.

نقاط قوت و محدودیتهای رویکردهای فرویدی و نئو فرویدی

فروید احتمالاً بیش از هر اندیشمند دیگری در درک عموم مردم از شخصیت تأثیر داشته است و همچنین وی در بخش عمده ای به تعریف رشته روانشناسی پرداخته است. اگرچه روانشناسان فرویدی دیگر در مورد “اصلاحات دهانی، مقعدی یا تناسلی” صحبت نمی كنند، اما آنها همچنان معتقدند كه تجربیات كودكی و انگیزه های ناخودآگاه ما شخصیت و پیوستگی ما با دیگران را شكل می دهد  و آنها هنوز هنگام استفاده از روانشناسی از مفاهیم روان پویایی استفاده می كنند.

با این وجود، نظریه های فروید و همچنین نظریه های نئو فرویدها در بسیاری از موارد نتوانسته اند آزمون تجربه گرایی را پشت سر بگذارند و در نتیجه اکنون از تأثیرگذاری کمتری نسبت به گذشته برخوردار هستند. مشکلات اول این است که آزمایش دقیق نظریه فرویدی دشوار به نظر می رسد زیرا پیش بینی هایی که ارائه می دهد (خصوصاً در مورد مکانیسم های دفاعی) غالباً مبهم و غیرقابل جعل هستند  و دوم اینکه جنبه های نظریه ای که می توان اغلب آزمایش کرد پشتیبانی تجربی زیادی دریافت نکرده اند.

به عنوان مثال، اگرچه فروید ادعا می كرد كودكانی كه در معرض آموزش توالت بیش از حد خشن قرار دارند، در مرحله مقعدی ثابت می شوند و بنابراین در بزرگسالی مستعد نظافت بیش از حد، بخیل و لجبازی می شوند، اما تحقیقات نشان داده است كه چند ارتباط قابل اعتماد بین روش های آموزش توالت و شخصیت بزرگسالان وجود ندارد ( فیشر و گرینبرگ ، 1996).  از زمان فروید به نظر می رسد که نیاز به سرکوب خواسته های جنسی بسیار کم شده است زیرا جوامع طیف گسترده تری از اعمال جنسی را تحمل کرده اند و با این وجود اختلالات روانشناختی که فروید فکر می کرد اما اختلالات ناشی از این سرکوب است کاهش نیافته است.

همچنین از بیشتر مکانیسم های دفاعی فرویدی پشتیبانی علمی کمی صورت می گیرد. به عنوان مثال، مطالعات نتوانسته اند شواهدی در مورد وجود سرکوب ارائه دهند. مشخص شده است که افرادی که در جنگ در معرض تجربیات آسیب زا هستند آسیب های خود را خیلی خوب به خاطر می آورند (Kihlstrom، 1997).

یک مشکل خاص برای آزمایش نظریه های فرویدی این است که تقریباً هر چیزی که با پیش بینی مبتنی بر نظریه فروید مغایرت داشته باشد، می تواند از نظر استفاده از مکانیسم دفاعی توضیح داده شود. مردی که خشم زیادی نسبت به پدرش ابراز می کند ممکن است از طریق نظریه فرویدی تجربه کند که عقده ادیپ را شامل می شود و شامل درگیری با پدر خواهد شد. اما ممکن است مردی که نسبت به پدر ابراز خشم نمی کند، با سرکوب خشم، عقده ادیپ را تجربه کند. از آنجا كه فروید این فرضیه را مطرح كرد كه هر یك از آنها ممكن است، اما مشخص نكرد كه چه زمانی سرکوب رخ می دهد یا نمی تواند رخ دهد، به همین دلیل جعل این نظریه دشوار است.

از نظر نقش مهم ناخودآگاه ، به نظر می رسد فروید حداقل تا حدی درست بوده است. تحقیقات بیشتر و بیشتر نشان می دهد که بخش عمده ای از رفتار روزمره توسط فرایندهایی خارج از آگاهی آگاهانه ما هدایت می شود (Kihlstrom، 1987). و با این حال ، اگرچه انگیزه های ناخودآگاه ما بر هر جنبه از یادگیری و رفتار ما تأثیر می گذارد ، اما فروید احتمالاً میزان این انگیزه های ناخودآگاه در درجه اول جنسی و پرخاشگرانه را بیش از حد ارزیابی کرده است.

روی هم رفته، منصفانه است که بگوییم نظریه فرویدی، مانند اکثر نظریه های روانشناسی، کاملاً صحیح نبوده و با در دسترس قرار گرفتن نتایج مطالعات جدید، باید با گذشت زمان اصلاح شود. اما ایده های اساسی در مورد شخصیت که فروید ارائه داده است  و همچنین استفاده از گفتاردرمانی به عنوان یک مولفه اساسی در درمان، با این وجود هنوز هم بخش عمده ای از روانشناسی است و هر روز توسط روانشناسان بالینی استفاده می شود.

نظریه تمرکز بر خود انسان گرایی و تحقق بخشیدن به خود

الگوهای روانکاوی شخصیت در طی دهه های 1950 و 1960 توسط نظریه های روانشناسان انسان گرایانه تکمیل شد. در مقابل طرفداران روانکاوی، انسان گرایان مفهوم اراده آزاد را پذیرفتند. با استدلال بر اینکه افراد آزادانه می توانند زندگی خود را انتخاب کنند و تصمیمات خود را بگیرند، روانشناسان اومانیست بر انگیزه های اساسی که به اعتقاد آنها شخصیت را سوق می دهد، تمرکز بر ماهیت خودپنداره، مجموعه باورهای مربوط به اینکه ما چه هستیم و خود تمرکز کردند.

آبراهام مازلو (1908–1970)، یکی از مهمترین اومانیست ها، شخصیت را از نظر سلسله مراتب هرمی شکل انگیزه ها مفهوم کرد (شکل 11.11 “سلسله مراتب نیازهای مازلو”). در پایه هرم، انگیزه های پایین ترین سطح، از جمله گرسنگی و تشنگی  و ایمنی و تعلق قرار دارند. مزلو استدلال کرد که تنها در مواقعی که افراد قادر به تأمین نیازهای سطح پایین تر باشند، قادر به حرکت در جهت دستیابی به نیازهای سطح بالاتری از عزت نفس و در نهایت تحقق بخشیدن به خود هستند، که انگیزه توسعه پتانسیل ذاتی ما برای کاملترین حد ممکن نشان می دهد.

مزلو مطالعه کرد که چگونه افراد موفق، از جمله آلبرت انیشتین ، آبراهام لینکلن، مارتین لوتر کینگ جونیور، هلن کلر و ماهاتما گاندی توانسته اند چنین زندگی موفق و مثمر ثمر داشته باشند. مازلو (1970) معتقد بود که افراد بالفعل، خلاق و خودجوش ، عاشق خود و دیگران هستند. آنها تمایل دارند تا چند رابطه دوستانه عمیق و نه دوستی سطحی  و به طور کلی خصوصی داشته باشند. وی احساس کرد که این افراد نیازی به مطابقت با نظرات دیگران ندارند؛ زیرا آنها بسیار اعتماد به نفس دارند و بنابراین آزادند نظرات غیرمردمی را بیان کنند. افرادی که خود به خود تحقق می یابند نیز، احتمالاً اوج تجارب یا لحظاتی متعالی از آرامش را دارند که همراه با احساس قوی ارتباط با دیگران است.

سلسله مراتب نیازهای مازلو

آبراهام مازلو شخصیت را از نظر سلسله مراتب نیازها مفهوم سازی کرد. بالاترین این انگیزه ها خود واقعی سازی است.

شاید شناخته شده ترین نظریه پرداز انسان گرایی کارل راجرز (1902–1987) باشد. راجرز در مورد طبیعت انسان مثبت بود، مردم را در درجه اول اخلاقی و مفید برای دیگران می دید و معتقد بود اگر خودپنداره با توجه مثبت مثبت بدون قید و شرط مشخص شود، مجموعه ای از رفتارها از جمله اصیل بودن ، باز شفاف بودن، قادر به گوش دادن به دیگران، و خود افشایی و همدلی در همه انسان ها وجود دارد. ما وقتی با خود یا دیگران با توجه مثبت بی قید و شرط رفتار می کنیم، درک و حمایت را ابراز می کنیم، حتی اگر شکست ها را تصدیق کرده باشیم. توجه مثبت بدون قید و شرط به ما اجازه می دهد ترس و شکست خود را بپذیریم ، بهانه های خود را کنار بگذاریم و در عین حال احساس کنیم کاملاً پذیرفته شده هستیم. اصل توجه مثبت بدون قید و شرط به یک پایه روان درمانی تبدیل شده است. درمانگرانی که از آن در عمل استفاده می کنند نسبت به افرادی که این کار را نمی کنند موثرتر هستند.

اگرچه انتقادهایی از روانشناسان انسان گرایانه وجود دارد (به عنوان مثال، اینكه مازلو در تحقیقات خود بیشتر به شخصیت های تولیدكننده تاریخی و نه مخرب توجه داشت و بنابراین نتیجه گیری های بیش از حد خوش بینانه ای در مورد توانایی افراد برای انجام كارهای خوب انجام داد، عقاید انسان گرایی بسیار قدرتمند و خوش بینانه هستند آنها همچنان بر تجارب روزمره و همچنین روانشناسی تأثیر می گذارند. امروزه جنبش روانشناسی مثبت برای بسیاری از این ایده ها استدلال می کند و تحقیقات ثابت کرده است که تفکر مثبت و آشکار تا چه حد پیامدهای مثبت مهمی برای روابط ما، رضایت از زندگی و سلامت روانشناختی و جسمی ما دارد.

خلاصه مطلب

ما در این مطلب سعی کردیم به بررسی ویژگی های شخصیت سالم بپردازیم. از آنجایی که در حوزه بررسی ویژگی های شخصیت سالم، آزمایش ها و تحقیقات بسیاری انجام شده است، به همین دلیل بررسی تمامی آزمایش ها در این مطلب، مقدر نبود؛ اما ما سعی کردیم تا جای ممکن برترین و مشهورترین آزمایش ها و تحقیقات انجام شده در حوزه، ویژگی های شخصیت سالم را مرور کنیم و لیستی از بهترین ویژگی های شخصیت سالم را ارائه دهیم. در خصوص پاسخ به سوال چگونه افراد سالم را تشخیص بدهیم نیز آزمونی را معرفی نمودیم که می توانید از آن برای تشخیص افراد با ویژگی های شخصیت سالم استفاده نمایید. در صورتی که پس از مطالعه این مطلب، نیاز به اطلاعات بیشتری در خصوص، ویژگی های شخصیت سالم داشتید، می توانید با کارشناسان ما تماس بگیرید.

مهم ترین ویژگی های شخصیت سالم چیست؟

ابراز احساسات، محتاط بودن، مثبت بودن و بسیاری موارد دیگر که به آن ها اشاره کرده ایم.

آیا برای بررسی خودمان از نظر ویژگی های شخصیت سالم راهی وجود دارد؟

بله آزمون های بسیاری وجود دارد که می توانید از آن برای ویژگی های شخصیت سالم استفاده کنید.

آیا ویژگی های شخصیت سالم در مردان و زنان متفاوت است؟

خیر ویژگی های شخصیت سالم در مردان و زنان تشابه بسیاری دارد.

برای جذب افراد با ویژگی های شخصیت سالم چه راهی وجود دارد؟

اگر دوست دارید افراد با ویژگی های شخصیت سالم را کشف کنید، باید ابتدا خودتان فردی با ویژگی های شخصیت سالم باشید.

همچنین ببینید

افسردگی در سالمندان

دلایل افسردگی در سالمندان + راه های قطعی درمان

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با مشاور