انواع عشق از نظر روان شناسی و نظر استرنبرگ

انواع عشق از نظر روانشناسی و نظریه استرنبرگ در مورد آن

در تعریف عشق هرکس دیدگاه خودش را دارد. درواقع عشق مفهومی انتزاعی و ذهنی و برپایه برداشت هر شخص از آن متفات است. بنابراین به تعداد آدم های روی کره زمین، تعریف از عشق وجود دارد. اما واقعا تعریف جامع و کامل از عشق چیست؟ انواع عشق از نظر روانشناسی چیست؟ در این مطلب انواع عشق از نظر روانشناسی و نظریه استرنبرگ در مورد آن را بررسی می کنیم.

تعریف عشق و نظریه استرنبرگ در مورد عشق

انواع عشق از نظر استرنبرگ

تعاریف مرتبط با عشق و انواع عشق عموما مبهم هستند همانطور که گفته شد، هرکس عشق را از دریچه نگاه و تجربه خودش تعریف می کند. اما نکته مهم در باب عشق این است که عشق لازمه زندگی و سلامت روان انسان هاست. بدون عشق، معنای زندگی پوچ و بی فایده به نظر می رسد.

یکی از مهم ترین نظریه ها و تعاریف در مورد عشق و انواع عشق، نظریه استرنبرگ است. رابرت جی استرنبرگ، در سال 1987 نظریه ای را ارائه می دهد که بر مبنای آن عشق را می توان به صورت یک مثلث ترسیم کرد.

استرنبرگ برای تعریف عشق و انواع آن به بررسی مؤلفه‌ های اساسی و سازنده بنای عشق می پردازد و بر اساس بررسی ها و نتیجه گیری های اماری پیچیده، سه مؤلفه‌ اصلی عشق را تعیین می کند: صمیمیت، شهوت، تعهد.

این سه مؤلفه‌ اساس و بنیاد انواع عشق را تشکیل می دهند و از نظر استرنبرگ عشق واقعی تنها زمانی پدید می آید که هرسه مؤلفه‌ را به اندازه درست در کنار هم داشته باشد. در ادامه بیشتر در مورد این سه مؤلفه‌ و انواع عشق بر مبنای آن ها خواهیم پرداخت.

صمیمیت در نظریه استرنبرگ

اگرچه صمیمیت معانی مختلفی را دربر می گیرد اما در نظریه استرنبرگ در مورد عشق، صمیمیت به معنای نوعی از احساسات بوده که نشانه نزدیک بودن است. صمیمیت از نظر رابرت استرنبرگ، جوهره اصلی عشق است. صمیمیت یعنی میزان نزدیکی، ارتباط و پیوند بین زوجین.در نظریه استرنبرگ، احساس محبت و اظهار محبت، علاقه، مراقبت، مسئولیت، همدلی و غمخواری نسبت به فردی که برایتان مهم است و با رابطه احساسی دارید همان صمیمیت است.

شهوت در نظریه استرنبرگ

تفاوت عشق و شهوت در نظریه استرنبرگ

شور و اشتیاق زوجین در رابطه، که آن ها را به رابطه جنسی سوق می دهد. درواقع این مولفه از جذابیت فیزیکی و تعامل جنسی ناشی می شود. این مولفه شامل هیجانات جنسی است که نسبت به شریک خود دارید.

تعهد

مولفه سوم در این نظریه و در تقسیم بندی انواع عشق، تعهد است. تعهد به معنای پایبند بودن به شریک عاطفی تان است. شما به واسطه تعهد نسبت به فردی که با او یک رابطه احساسی را برقرار کرده اید، به دنبال تلاش برای حفظ و مراقبت از روابط عاطفی خود هستید.

انواع عشق در نظریه استرنبرگ

حال که با مولفه های تشکیل دهنده عشق در نظریه استرنبرگ آشنا شدید، بهتر است به انواع عشق از نظر روانشناسی و نظریه استرنبرگ بپردازیم. صمیمیت، شهوت و تعهد باید به شیوه درست و به اندازه کافی در یک رابطه وجود داشته باشند. اما ترکیب سه مولفه تعریف شده در نظریه استرنبرگ، 8 سبک مختلف عشق را به وجود می آورند که عبارتند از: عشق آتشین، عشق مصاحبتی، عشق رمانتیک، عشق ابلهانه، عشق دوستانه، عشق پوچ، عشق کامل و درنهایت عاشق نبودن.

عشق آتشین یا شیدایی: درگیری بالای هیجانی و ناتوانی در کنترل هیجانات ویژگی و خصوصیت اصلی این نوع عشق است. بخاطر همین شور و هیجان بالا، اغلب زوجین تصمیمات اشتباه و عجولانه ای را در پیش گرفته و خیلی سریع وارد رابطه جدی و ازدواج می شوند اما بعد از فروکش کردن احساسات و هیجانات بسیاری از این ارتباطات با مشکلات بسیار جدی مواجه می شوند.

عشق مصاحبتی: کفه ترازو در عشق مصاحبتی به نفع تعهد و صمیمیت و به ضرر شهوت است. به اسن صورت که در این نوع عشق میزان شهوت و شور و اشتیاق در رابطه جنسی کم است. درعوض تعهد و صمیمیت بسیار زیاد است. عادی شدن و یکنواختی در ازدواج خصوصیت اصلی این نوع عشق است.

عشق رمانتیک: در این نوع عشق، میزان صمیمیت و شهوت بیشتر از تعهد است. معمولا زوجین در این نوع عشق، تعهدی برای یک رابطه طولانی با یکدیگر ندارند.

عشق ابلهانه: همانطور که از نامش پیداست در این نوع عشق اشتباه خبری از تلاش برای بهبود روابط عاطفی از سوی طرفین نیست. ارتباط جنسی در رابطه طولانی مدت به صمیمیت و تعهد می چربد و تلاش برای رابطه عاطفی صورت نمی گیرد.

عشق دوستانه: شاید نامش عجیب باشد اما زمانی که ارتباط بین دوطرف فقط براساس صمیمیت و نه شهوت و تعهد باشد، عشق به وجود آمده را عشق دوستانه می گویند. راطه عاشقانه ای بین طرفین شکل نمی گیرد و تنها یک رابطه دوستانه و صمیمانه برقرار است.

عشق پوچ یا عشق خالی: در این عشق هیچ خبری از صمیمیت عاطفی و نزدیکی هیجانی نیست. فقط و فقط یک تعهد یک طرفه بدون هیچ احساسی وجود دارد.

عشق کامل: برمبنای نظریه استرنبرگ در مورد عشق، عشقی واقعی، کامل و تمام عیار است که سه مولفه در تعریف عشق، یعنی تعهد، شهوت و صمیمیت، هرسه در کنار هم و به اندازه وجود داشته و ترکیب شده باشد.

عاشق نبودن: در نهایت زمانی که هیچ کدام از مولفه ها در یک رابطه وجود نداشته باشد یعنی اساسا هیچ عشقی وجود ندارد.

شما همچنین می توانید 7 نشانه عشق بیمارگونه و راه های درمان آن را در این مطلب بخوانید.

انواع عشق در یونان باستان

انواع عشق در یونان باستان

یونانیان باستان هم آدم های عاشق پیشه ای تصور می شوند، هم به مطالعه در زمینه عشق علاقه زیادی داشته اند. آن ها عشق را در 8 گروه تقسیم بندی می کردند که در ادامه به آن اشاره می کینم:

  • عشق بدون قید و شرط یا آگاپه

عشق بدون قید و شرط که همراه با از خودگذشتگی است. فرد خود را قربانی خوشبختی و شادی طرف مقابل می کند.

  • عشق جنسی و غریزی یا اروس

شور و هیجانی جسمانی و شهوانی که نشان دهنده میل جنسی و علایق مرتبط با آن است. از نظر یواننیان باستان اروس خطرناک است، زیرا به سبب غلبه شهوت و میل جنسی و تمایل بشر به تولید مثل، می تواند از کنترل خارج شود. چراکه یونانیان اروس را تنها عشق فیزیکی و بدنی می دانستند.

  • عشق مبتنی بر مهربانی و دوستی یا فیلیا

فیلیا همان عشقی است که در قلب خود نسبت به دوستانتان احساس می کنید و شما و افراد هم تراز با شما را در کنار هم قرار می دهد. این عشق از نظر یونانیان باستان از اروس بهتر است. عشق فیلیا عشق ذهنی است و زمانی ایجاد می شود که افراد ارزش ها و حالات خود را با فردی به اشتراک می گذارند و یکدیگر را در هر شرایطی درک می کنند.

  • عشق به خود یا فیلوتیا

برعکس ظاهر نام عشق به خود، فیلئتیا مخرب و منفی نبوده و مترادف با خودشیفتگی نیست. اگر خودتان را دوست نداشته باشید نمی توانید محبت و عشق را به دیگران تزریق کنید.

  • عشق مأنوس و آشنا یا استورج

استورج شباهت های زیادی با فیلیا دارد. اما می توان آن را با احساسی که بین والدین و فرزندان جریان دارد بیان کرد. در این نوع عشق خبری از رابطه ناشی از شهوت نیست بلکه نوعی انس، صمیمیت و خویشاوندی بین افراد دیده می شود.

  • عشق بادوام یا پراگما

پراگما در تضاد با اروس قرار دارد. به باور یونانیان باستان عشق پراگما، عشقی بادوام و ماندگار است که هرچه زمان بگذرد این عشق به کمال و پختگی می رسد. درحالی که عشق اروس، هیجانات و احساساتی است که خیلی سریع فروکش می کند. در پراگما افراد برای رشد و رسیدن به پختگی در آن، به یکدیگر و احساسات بینشان زمان می دهند.

  • عشق شادی بخش یا لودوس

شور و نشاط و هیجانات اوایل یک ازدواج نمونه خوبی از لودوس است. دلهره و اضطراب خوشایندی که زمان دیدن شریک عاطفی تان در ابتدای رابطه به شما دست می دهد، شبیه به نشئگی یا سرخوشی ناشی از مصرف مواد مخدر. براساس تحقیقات انجام گرفته مغز افراد هنگام سپری کردن دوران عاشقی لودوس، به این صورت است که گویی کوکائین مصرف کرده است.

  • شیدایی یا مانیا

برهم خوردن تعادل میان اروس و لودوس منجر به شیدایی یا مانیا می شود. مانیا مخرب و زیان آور است. چراکه می ‌تواند منجر به عصبانیت، جنون یا حسادت شود. افراد دچار شیدایی به خاطر از دست دادن چیزی که دوست دارند ممکن است به جنون و دیوانپی برسند و کارهایی را بکنند یا تصمیماتی بگیرند و حرف هایی بزنند که نتایج و عواقی بسیار ناخوشایندی به هراه داشته باشد.

جمع بندی

اگرچه که هرشخصی تعریف خاص و منحصر به فرد خودش از عشق را دارد اما روان شناسان برای عشق، تحقیقات زیادی انجام می دهند. یکی از معروفترین نظریه های روان شناسی برای تعریف عشق و تقسیم بندی آن نظریه استرنبرگ است. رابرت جی استرنبرگ در مورد عشق از سه معیار استفده می کند. صمیمیت، شهوت و تعهد. برمبنای سه مولفه، عشق را به 8 نوع تقسیم بندی می کند. از عشق تماما سرشار از تعهد بدون صمیمیت و شهوت گرفته تا عشقی که فقط از روی شهوت و غریزه جنسی است یا عشقی که در آن فقط رابطه صمیمانه و دوستانه جریان دارد. عشقی کامل است که هر سه مولفه مذکور را در کنار یکدیگر داشته باشد و بتواند تعادل بین آن ها را حفظ نماید. یونانیان باستان نیز عشق را در 8 دسته تقسیم بندی می کردند و برای هرکدام تعاریف خاص خود را داشتند.

به این پست امتیاز دهید

همچنین ببینید

مشاوره خانواده تلفنی

مشاوره خانواده تلفنی

سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید تماس با برترین مشاوران از طریق تلفن ثابت در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تماس با مشاور